» مرثیه ای برای فرهنگ کشور
در بررسی عوامل پدید آمدن این وضعیت، علاوه بر اولویت قائل نشدن برای فرهنگ، ضعف سکانداران فرهنگ کشور را نیز باید عامل مهمی دانست. سوگمندانه باید اعتراف نمائیم که متولیان بخشهای فرهنگی کشور عموماً از ضعیفترینها انتخاب شدهاند. شاید دخالت داشتن گرایشهای سیاسی و فقدان نگاه اولویت بخشی به فرهنگ از عوامل اصلی گماردن ضعفا بر عرصه فرهنگ باشد. فرهنگ اگر قرار باشد در اولویت قرار بگیرد، باید حداقل دو اقدام جدی صورت بگیرد؛ یکی تخصیص بودجه کافی و دیگری، که مهمتر است، گماردن متولیان قوی.
ضعف متولیان فرهنگ موجب میشود به امتیازخواهان باج و امتیاز بدهند و این اقدام را برای خود یک وجه مثبت به حساب آورند. در بخش هنر نیز متولیان ضعیف، بدون برنامه پیش میروند و هرگز به نقطه مطلوب نمیرسند. در بخش کتاب، یک روز ممیزی را لازم و ضروری میدانند، یک روز آن را رد میکنند و روز دیگر دچار بلاتکلیفی میشوند. جلب همکاران قوی چیزی است که هرگز نمیتوان از متولیان ضعیف فرهنگ انتظار داشت. افراد ضعیف، در مقابل کسانی یا مجموعههائی که میخواهند عوامل خود را به آنها تحمیل کنند منفعل میشوند و قدرت و جسارت “نه” گفتن به آنها را ندارند. اینها بخشی از عوارضی هستند که از ضعف مدیریتهای فرهنگی ناشی میشوند و به فرهنگ کشور ضربه میزنند.
تعدد دستگاههائی که خود را متولی فرهنگ میدانند نیز از مشکلات بخش فرهنگی و از عوامل رکود و گاهی عقبگرد فرهنگی است. فرهنگ در کشور ما فرماندهی واحدی ندارد و همین امر موجب دوباره کاریها، خنثی کردن کار همدیگر و صرف بودجههای کلان بدون دستاورد قابل توجه میشود. این ضعف، بارها به مسئولان نظام یادآوری شده ولی نه تنها برطرف نگردیده بلکه همچنان شاهد افزوده شدن بر تعداد متولیان فرهنگی هستیم.
رسانه ملی، که رساترین صدا برای اشاعه فرهنگ میتواند باشد، در مواردی نقش خنثی کننده دستاوردهای فرهنگی را ایفا میکند. برخورد متولیان فرهنگی کشور با مطبوعات و سایر رسانههای نوشتاری، چه از نظر مادی و چه از نظر حمایتهای معنوی نه تنها ضعیف بلکه بازدارنده است. تبعیض در پرداخت یارانههای قانونی و برخوردهای سیاسی و سلیقهای با رسانههای مکتوب، زمینهای برای رشد این رسانهها باقی نگذاشته است. کوتاهی در انجام وظیفه قانونی که برخورد متولیان فرهنگی با مطبوعات بداخلاق، اتهام پراکن و قانون شکن را مقرر میدارد، یکی دیگر از عوارض ضعف مدیران فرهنگی است که موجب وارد شدن لطمات شدیدی به فرهنگ کشور شده است.
راه حل این مشکلات و آنچه موجب تقویت فرهنگ خواهد شد، عبارتند از تجمیع مراکز متعدد فرهنگی، ایجاد وحدت رویه در برخوردهای فرهنگی، بالا رفتن حساسیت مسئولین نظام نسبت به فرهنگ، اولویت بخشیدن به مقوله فرهنگ به عنوان اصل و پایه سایر مقولات و سپردن بخش فرهنگی به افراد قوی، مستقل و شجاع. اما آیا گوش شنوائی وجود دارد که این مرثیه را بشنود و آیا اراده قاطعی وجود دارد که درصدد نجات دادن فرهنگ از مظلومیت و انزوا باشد؟