بختیاریها ی افغانستان

loridokht.ir

در منابع تاریخی نظیر عالم آرا، تواریخ بختیاری و در جهانگشای نادری و دره نادری و... آمده است که بعد از قیام بختیاری ها و غلبه نادر بر آنها، نادرشاه 4هزار از جوانان بختیاری را در سپاه خود گنجاند و عزم فتح قندهار کرد و بعد از گذشت حداقل 9ماه، سپاه نادر در پشت دژ قندهار متوقف شد و هنگامی که شایعه عقب نشینی به گوش سپاهیان رسید قشون بختیاری سپاه نادر بدون کسب اجازه از نادر، درصدد تسخیر دژ مستحکم قندهار برآمدند و با رشادت بی نظیر خود موفق می شوند قندهار را تسخیر کنند.
دیدبان دیربین وَند اُردی اُویده
بختیاری به قندهار پرچم زیِده

اگرچه نادر پس از این اتفاق درصدد تنبیه بختیاری های سپاه برآمد اما با وساطت میرزا مهدی خان استرآبادی و تقدیم اشعاری نادر از تصمیم مجازات نافرمانی بختیاری ها منصرف شد.

«تو مپندار که بختیاری کرد     حق مدد کرد و بخت یاری کرد
شـاه ایـران و نـادر دوران       خاک بر فرق قندهاری کرد»

پس از این فتح تعداد زیادی از بختیاریها در افغانستان ماندند که از جمله دلایل ماندن آنها می توان به: تقویت قوای نادر در سرزمین های شرقی، تقویت و حضور در سپاه اعزامی به هند، جلوگیری از تجمیع بختیاری ها و ترس از قدرت آنها بود، لذا درصدد برآمد با دسیسه آنها را در افغانستان ساکن کند. این در حالی بود که چندهزار خانوار بختیاری پس از شکست از نادرشاه به منطقه دره گز کوچ اجباری داده شدند و پس از قتل نادر اکثریت آنها مجدد به دیار خود بازگشتند، اما قسمتی از آنها برای همیشه ساکن افغانستان شدند آنها مدتها به شیوه قومی خود سالها در جنوب بلخ تا کوههای مرکزی افغانستان به شیوه ییلاق و قشلاق زندگی می نمودند. و پس از شکست در نزاع با قبایل افغان ییلاق خود را از دست دادند و در قشلاق مستقر شدند. علامه ملا فیض محمد کاتب نویسنده بزرگ افغان زیر عنوان «فرقه بختیار» آورده است:«این فرقه در اصل از ایل بختیاری متوطن جنوب مائل بغرب اصفهان ایران است و بعضی ایشان را سید پنداشته و عده¬ای از ایشان در بخارا و هزارخانه در درابن مخلوط با فرقه مئی¬خیل و هفتصد و پنجاه خانه در مرغه و قرب پنجصد خانه در پشاور به محله جداگانه معروف به مرویها سکنی و مأوی دارند».

این قوم به زبانهای پشتو و فارسی صحبت میکنند؛ آنها با توجه به چند صده حضور در افغانستان در هیچ یک از بافت های قومی معروف این کشور هضم نشدند و با جمهوری اسلامی ایران بیشترین پیوند مذهبی، زبانی و فرهنگی را دارند. این قوم همواره به سبب عقاید شیعی از سوی دولت های سنی متعصب در افغانستان، تحت فشار بودند و به دلیل تبار ایرانی و مذهب شیعی خود، همواره مورد سوءظن بوده اند. این جمعیت که عمده آنها در قندهار بود در صده پیشین از قندهار به مناطق مختلف شمال افغانستان کوچ اجباری داده شدند تا در اثر قطع ارتباط با مرکز شیعی قندهار مجبور به ترک مذهب شیعی خود شوند اما آنها بخاطر حفظ مذهب، آوارگی جدید را پذیرفتند و بر اعتقاد شیعی خود ماندند. با پیروزی انقلاب و استقرار حکومت جمهوری اسلامی شماری از این جامعه عازم ایران شدند تا به جبهه های حق علیه باطل در مقابل صدام و حزب بعث بشتابند و امروزه تعداد قابل توجهی شهید و جانباز را این مردمان مشاهده می کنیم. این جامعه در جریان جهاد اسلامی علیه حمله شوروی به افغانستان رشادت های بی نظیری از خود نشان داد، و در حدود ۲۰ نقطه با گروه متجاوز گر شوروی میجنگیدند. سپس نظامیان روسیه با دستههای بسیار بزرگ از نظامیان و تجهیزات پیشرفته آن روزگار به آنها حمله ور شدند و بسیاری از قوم بختیاری افغانستان را اسیر کردند و تعدادی را کشتند. تعدادی از قوم بختیاری مجدداً مجبور به هجرت یعنی مهاجرت به ایران شدند و درحال حاضر این تعداد از مهاجرت کردگان در استان خراسان بزرگ زندگی میکنند. در جریان دفاع از حرم اهل بیت نیز این قوم دهها شهید و جانباز را در تقدیم اسلام نمودند.

بختیاری های افغانستان که با عنوان خلیلی ها نیز اشتهار دارند بیشتر در جنوب شرق افغانستان حضور دارند اما در ولایت های دیگر افغانستان نظیر قندهار، بلخ، سرپل، قندوز، تخار، کابل، دایکندی و هلمند نیز سکونت دارند. این قوم در افغانستان، در حال حاضر تعداد زیادی از آنها با فامیلی مشخص بختیاری زندگی میکنند و عموماً جزء قوم هزاره ها معرفی می شوند.

این جامعه هم اینک دارای دهها چهره حوزوی در حوزه های علمیه قم، مشهد و زاهدان می باشد و علی رقم مشکلات عدیده، بخصوص در تربیت و تحصیل جوانهای خود روبرو است.

 

در منابع بختیاری امده است که بعد انکه نادرشان 4هزار از جوانان بختیاری را در سپاه خود گنجاند و عظم فتح قندهار کرد و بعد از کذشت 9ماه نتوانست قلعه تسخیرناپذیر افغان ها را تسخیر کنند یک شب همان بختیاریان تصمیم گرفتند شبانه به قلعه قندهار حمله کنند و قلعه را به تصرف خود در اورند، خلاصه شب به قلعه یورش برند و قندهار را بدون دخالت سپاهیان نادر تسخیر کردند (این ماجرا را قبلا به تفسیر شرح داده بودیم).

دیدبان دیربین وَند اُردی اُویده

 بختیاری به قندهار پرچم زیِده

 پس از این فتح تعداد زیادی از بختیاریها در افغانستان ماندن که دلیل ماندن آنها نا مشخص است و دو احتمال دارد یکی به دلخواه ماندند که با توجه به خصوصیات اخلاقی و وطن پرستی و فامیل دوستی و طایفه گری بختیاریها دلخواه ماندن آنها بعید بنظر می رسد و احتمال دوم نادر شاه به اجبار از ترس قدرت آنها با دسیسه آنها را در افغانستان ساکن کرد . در حال حاظر تعداد زیادی از آنها با فامیلی بختیاری در افغانستان زندگی میکنند و جزء قوم هزاره ها قرار دارند.

این قوم در زمان حمله روسیه به افغانستان همچون برادران لربختیاری ساکن در ایران خود بدترین ضربه های مهلک را به نظامیان روسیه وارد کردند و در حدود ۲۰ نقطه با گروه متجاوز گر شوروی میجنگیدند. سپس نظامیان روسیه با دسته‌های بسیار بزرگ از نظامیان و تجهیزات پیشرفته آن روزگار به آنها حمله ور شدند و بسیاری از قوم بختیاری را اسیر کردند و تعدادی را کشتند. تعدادی از قوم بختیاری مجددا مجبور به هجرت یعنی مهاجرت به ایران شدند و درحال حاضر این تعداد از مهاجرت کردگان در خراسان ایران زندگی می‌کنند. این قوم اصیل بختیاری به هفت طایفه تقسیم می شوند: طایفه اول سورها و طایفه دوم کبیرها و طایفه سوم احمدخیلها و طایفه چهارم تورها و طایفه پنجم شاهبزرگها و طایفه ششم کنداریهاو طایفه هفتم سید خیل ها این قوم بیش از چند هزار خانواده می‌باشد که نود درصد خرید آهن دست این قوم می‌باشد و از سرمایه‌ دارترین مهاجران افغان در خراسان ایران نامیده می‌شوند.

 

 

توضیحات بیشتر

دو گروه پشتو و فارسی زبان در بخش شرقی ناحیه ایرانی-افغانی، معروف به بختیاری یا بختیار وجود دارند که از بازماندگان بختیاری هایی هستند در زمان نادر شاه بعد از فتح قندهار در انجا ماندگار شده اند(عده ای گفتند به اجبار نادرشاه چون نادر از قدرت بختیاری بر علیه تاج تخت خود میترسید اسکان یافتند، و عده ای دیگر بر این باورند که چون بعد از فتح قندهار بدست بختیاریان افتاد بسیاری از ممالک انجا بدست این قوم افتاد بهمین خاطر عده ای از انها به اختیار انجا ماندند و جز بزرگان ان منطقه محسوب شدند).

 

در اندک اطلاعی که از ایشان در دست است ، چیزی حاکی از پیوند میان ایشان و عشایر بختیاری منطقه زاگرس ایران دیده نمیشود اما این بخاطر دوری چند صد ساله انها از اجداد خود در بختیاری ایران هست ، نفوز ایشانبه جانب مشرق در پرتو حمایت نادر شاه افشار، ظاهرا با مرگ وی در 1160 به پایان رسیده است.

گروهی موسوم به بختیار(ان) ، بختیاری یا بختیارخیل(شکل اول رایجتراست) در جنوب شرقی افغانستان زیست میکنند.انها با میانخیلها ، از ایلات پشتون متحد بودند و سرانجام با ان ایل همتبار شدند(شیرمحمدخان ص227 . رابینسن ص175).

 

بختیاریان در قرن سیزدهم چادر نشینانی بودند که با عشایر میانخیل از دره سند وسطی به مناطق کوهستانی افغانستان و بالعکس کوچ میکردند و معروف است که تخصص انها در و تجارت پرورش اسب بوده است(همیلتن ص204).

 

بعد از انکه چراگاه های زمستانی انها به دست ایل گنذاپور افتاد (شیرمحمد خان، همانجا) چندین تیره انها به یک جا نشینی در منطقه تابستانی قدیم خود در جنوب شرقی افغانستان روی اوردند(به تخمین رابینسون ص176، یکصد خانوار).

بدین سان نام ایشان بر چندین محل میان غزنه  وقلعه قندهار گذاشته شده است(ادامک ج5 ص78، ذیل بختیار، قاموس جغرافیای افغانستان ج 1ص 225، ذیل بختیار قریه های افغانستان ج 1 ص273، ج 3 ص 1320) البته بیشتر بنظر میاد و صحصح تر ان این است که در زمان نادر شاه و حمله به قندهار و تسلط بختیاریان بر ان منطقه این نامگذاری به مرور بعد از ساکن شدن بختیاری ها در انجا و بدست گرفتن امور انجام شده است.

 

تروبتسکوی و هنری فیلد میگوید بختیاریان واقع در افغانستان بازماندگان پادگان های مرکب از افراد بختیاری هستند که گویا نادر شاه در پیشاور مستقر کرده بود و درین زمینه تردیدی ندارند.

 

شجرنامه ایلی محمد حیات خان ارائه کرده(ص280) که حاوی مطالبیست که مکمل اظهارات خواجه نعمت الله و شیرمحمد خان است(همان،ص274) چادر نشینان و نیمه چادرنشینانی نیز هستند که به بختیاری موسوم اند و در زمستان در قسمت های مختلف جنوب دشت بلخ و در تابستان در کوههای افغانستان به سر میبرند. تعداد انها در دهه 1350-1360 شمسی به بیش از 800 خانوار بالغ میشد. قشلاق مهمترین گروه ایشان در نزدیکی حضرت سلطان در ولایت سمنگان است که قریه بختیاری انجانیز به نام انهاست(یعنی به نام بختیاری).

گروه های دیگر در واحه آقچه (35درصد کل) و در ولایت فاریاب(5درصد) گزارش شده اند. از حدود چهل خانوار یکجانشین نیز در قریه حسن بلاغ در نزدیکی مَیْمَنه(بابی در بختیاری های ایران بهمین نام: میمه یا میوند هست) یاد شده است. نخستین دلیل کامل برای وجود گروه های بختیاری در شمال افغانستان، در برسی عشایر افغان مربوط به سال 1357 شمسی اومده است. و اینکه منابع مکتوب حاوی اشارات جسته گریخته دیگری نیز هست(بالان و دوبنوا). باید افزود که چه بسا گروه های دیگری نیز بوده اند که ماموران متوجه انها نشده اند.

 

درباره موقعیت و اصل و نسب نژادی این مردم باید گفت که یرخی از انها خود را تاجیک، پشتو یا سید میخوانند(که این امر میتواند بخاطر سالیان چند صد ساله ای باشد که موطن اصلی خود یعنی ایران دور بوده و رفته رفته با دیگر قبایل و همسایگان مختلط شده و هویت اصلی خود را گم کرده اند و یا این امر حاکی از ان بوده است که ایشان نیز معروض همان تغییراتی شده اند که در قرن سیزده در سراسر افغانستان در حال تکون بوده است همه انها به زبان پشتو سخن میگویند)  ولی در کل بیشتر انها فقط میگویند بختیاری هستیم.

ولی بطور کلی دو زبانه اند و همچون غالب پشتو زبانان منطقه بلخ زبان فارسی را به منزله زبان دوم خود به کار میبرند. ازین گذشته یگانه نام خانوادگی در میان انها دیده میشود، یعنی عبدالله خیل ، نزدیک اقچه از سنخ اسامی پشتوست.  این ویژگی های پشتویی حاکی است که از ورود ایشان به این منطقه احتمالا مدت زیادی نمیگذرد. به احتمال زیاد ایشان از خانواده های بختیاری اند که از جنوب شرقی افغانستان بدین منطقه امده اند.

 

در بخش غربی واحه هرات نیز گروه کوچکی از بختیاری های فارسیوان و تاجیک گزارش شده است که تعداد انها در دهه 1360-1370 شمسی حدود 925 خانوار تخمین زده شده است(میرزا محمد تقی خان : نیز رجوع کنید به ادامک ج3 ص 53، ذیل برنجی).

 

در کتاب سفرنامه لرستان و خوزستان نوشته بارون دوبد نیز اومده که: بسیار محتمل است که بخشی از این ایل بزرگ در افغانستان سکونت داشته باشند، زیرا در کتاب مونت استوارت الفینستن درباره این کشور میخوانیم «در میانخیل قریب 3000 خانوار هست که یک چهرم انها از ایل بختیاری هستند و گفته میشود اساسا از ساحل رود تیگرس امده اند و شمار انها در جنوب باختری ایران بسیار زیاد است . حدود 700 یا 800 خانوار از انان در درن بند و قریب 500 خانوار در مرغا سکونت دارند».

 علامه ملا فیض محمد کاتب زیر عنوان «فرقه بختیار» آورده است:«این فرقه در اصل از ایل بختیاری متوطن جنوب مائل بغرب اصفهان ایران است و بعضی ایشان را سید پنداشته و عده¬ای از ایشان در بخارا و هزارخانه در درابن مخلوط با فرقه مئی¬خیل و هفتصد و پنجاه خانه در مرغه و قرب پنجصد خانه در پشاور به محله جداگانه معروف به مرویها سکنی و مأوی دارند. و از جمله ساکنان پشاورشان به ایرانیت و مذهب شیعیت خود باقی و دارای مردان کار و نزد انگلیس از راست رفتاری و سلوک نیت معتبر و مأمور کارهای عمده و اخلاص شعار و مخلطوین با افغان شان سنی متعصب و از مذهب آبائی خویش بری و بیزارند.»

 

.

 

 

 

مقصر بیماری کرونا ما هستیم نه پنگولین‌ها!

 درست زمانی که به نظر می‌رسد دانشمندان، پنگولین‌ها را به عنوان مقصر اصلی اپیدمی کروناویروس شناخته اند، برخی از دانشمندان دیگر انگشت اتهام را به سمت انسان نشانه رفته و انسان را مقصر اصلی این اپیدمی معرفی می‌کنند. در باور‌های محلی و طب سنتی چین این تصور وجود دارد که پوست پانگولین دارای مزایای مختلف درمانی و پزشکی است و از آنجایی که به طور غیرقانونی شکار می‌شوند، گفته می‌شود این جانور در بازار‌های حیوانات زنده چین، هر کیلوگرم تا ۶۰۰ دلار خرید و فروش می‌شود.

 اخیراً پژوهشگران عرصه بیماری‌های همه گیر، مجدداً توجه‌ها را به سمت پنگولین ها-این مورچه خوار‌های زره پوش کمیاب- به عنوان منشأ ویروس کرونا معطوف کرده اند. بر اساس این یافته دانشمندان، این جانوران احتمالاً به عنوان یک ناقل واسطه، ویروس را از گونه‌ای خفاش‌ها دریافت کرده و به انسان منتقل کرده اند. اما درست زمانی که به نظر می‌رسد مقصر اصلی اپیدمی کروناویروس پیدا شده، برخی از دانشمندان دیگر انگشت اتهام را به سمت انسان نشانه رفته و انسان را مقصر اصلی این اپیدمی می‌دانند. پرفسور «رابرت بریمان» دکتر و استاد بهداشت جهانی و بیماری‌های عفونی در دانشگاه اموری آمریکا، یکی از این افراد است که خبرگزاری سی ان ان، طی گزارشی به انعکاس نظرات او در این خصوص پرداخته است.
مقصر بیماری کرونا ما هستیم نه پنگولین‌ها!
در اوایل شیوع سارس، یعنی حدود ۱۷ سال پیش، من با تیمی بین المللی از دانشمندان برگزیده شده توسط سازمان بهداشت جهانی در پکن و گوانگژو بودم. در بازار‌های حیوانات زنده در کشور چین، «گربه زباد» (گونه‌ای پستاندار شبیه به سمور)، یک کالای غذایی بود.

این گونه از پستانداران (Civets)، که بیشتر از گربه شبیه به راسو هستند، یک غذای فوق‌العاده در چین به شمار می‌روند و اعتقاد بر این است که فواید سلامتی زیادی دارند. گربه زباد‌ها حیوانات خجالتی هستند و از انسان و حیوانات دیگر دوری می‌کنند. شهرنشینی و جنگل زدایی زندگی این گونه از پستانداران را تهدید کرده بود و آن‌ها را در تماس نزدیک‌تر با «خفاش‌های نعل بینی» (گونه‌ای از خفاش ها) و محل زندگی آن‌ها قرار داد، که تحقیقات نشان داده بود حامل اصلی ویروس SARS هستند.

پس از تحقیقات طولانی، مشخص شد که گربه زباد‌ها باعث شیوع SARS شده اند. در ابتدا گربه زباد‌ها در اثر از میان رفتن زیستگاه‌های طبیعی خود توسط انسان، به غار‌هایی پناه بردند که زیستگاه طبیعی خفاش‌های نعل بینی به عنوان منبع اصلی ویروس سارس بودند. طی این تماس گربه زباد‌ها به میزبان واسطه تبدیل شدند و احتمالاً این ویروس از طریق تماس با غارنوردان به انسان منتقل شده است در حالی که خفاش نعل بینی احتمالاً کماکان به عنوان منبع اصلی ویروس باقی مانده است.

این در حالی است که مطالعات اخیر نشان می‌دهد که احتمالاً شباهت‌های چشمگیری بین ویروس SARS و ویروس جدید کرونا وجود داشته باشد. اخیراً نیز متخصصان کروناویروس ها، شباهت ژنتیکی بسیاری میان ویروس عامل Covid۱۹ و ویروس‌های موجود در پانگولین‌ها (گونه‌ای مورچه خوار با پوست زره مانند) پیدا کرده اند که منجر به این فرضیه شد که این جانوران، دقیقاً همچون گربه زباد‌ها در اپیدمی سارس، به عنوان میزبان واسطه ویروس عامل Covid۱۹ عمل می‌کنند.

اما اگر پنگولین‌ها یا گربه زباد‌ها بتوانند صحبت کنند، قطعاً هیچ مسئولیتی راجع به شیوع بیماری‌هایی که با ویروس همراه آن‌ها در ارتباط است، نمی‌پذیرفتند و من هم با آن‌ها موافقم که مقصر اصلی در هر دو شیوع کروناویروس که در چین آغاز شد، پنگولین ها، خفاش نعل بینی و یا گربه زباد‌ها نیستند. ما اکنون با دشمن آشنا شده ایم و این دشمن در واقع خود ما هستیم. پنگولین‌ها همچون آرمادیلا‌ها (جانوری شبیه به پنگولین) به شدت در معرض خطر انقراض قرار دارند و در حالی که یک گونه محافظت شده هستند، اغلب از کشور‌های آفریقایی و آسیایی به چین قاچاق می‌شوند و در آنجا به دلیل گوشت و پوستشان فروخته می‌شوند. در باور‌های محلی و طب سنتی چین این تصور وجود دارد که پوست پانگولین دارای مزایای مختلف درمانی و پزشکی است و از آنجایی که به طور غیرقانونی شکار می‌شوند، گفته می‌شود این جانور در بازار‌های حیوانات زنده چین، هر کیلوگرم تا ۶۰۰ دلار خرید و فروش می‌شود.

اما در واقع ما بیشتر از شکار، از راه‌های مختلف دیگر بر زندگی این موجود تأثیر گذاشته ایم. با افزایش جمعیت انسانی، حمله ما به انواع زیستگاه‌ها گسترش می‌یابد و حتی اشتهای ما برای حیوانات خاصی که در معرض انقراض اند نیز کاهش نمی‌یابد. همانطور که برای گربه زباد‌ها رخ داد، جنگل زدایی، زیستگاه‌های عمده پانگولین‌ها را به طرز چشمگیری تحت تأثیر قرار داده و آن‌ها را با حیوانات دیگر از جمله خفاش‌ها -که مخزن اصلی ویروس‌های خطرناکی مانند ویروس نیپا و احتمالاً ابولا هستند- در تماس نزدیک قرار داد. این مسیری است که احتمالاً شیوع بیماری را تسهیل کرده باشد.

مقصر بیماری کرونا ما هستیم نه پنگولین‌ها!


رفتار‌های ما - تعامل با این حیوانات و زیست گاه‌های آن‌ها - مسئول خطراتی است که به طور فزاینده نه تنها گونه‌های جانوری بلکه حتی شاید خود ما را نیز تهدید می‌کند. اگر کاری نکنیم، شیوع بیماری‌هایی مانند Covid-۱۹ همچنان رخ خواهد داد و احتمالاً باید شاهد افزایش تعداد آن‌ها نیز باشیم. با توجه به تحرک بی سابقه ما، یک واقعه انتقال ویروس از حیوان به انسان، در یک مکان دورافتاده می‌تواند به سرعت منجر به یک فاجعه جهانی، مانند آنچه که اکنون تجربه می‌کنیم، شود. پاکسازی زمین برای فعالیت‌های انسانی، منجر به تماس با (و بین) حیوانات و ترشحات آن‌ها با شدت غیر قابل تصوری می‌شود. برخی از حیوانات ممکن است نسبت به ارگانیسم‌هایی که قبلاً در معرض آن قرار نگرفته بوده اند، واکنش نشان داده و ما را در موقعیتی قرار دهند که از نظر ایمنی پاسخی برای ان نداشته باشیم.

گاهی اوقات، مانند مورد Covid-۱۹، ویژگی‌های جدید ژنتیکی ویروس آن را برای انسان مضر می‌کند. شکار و خرید و فروش حیوانات عجیب و غریب و البته در معرض خطر انقراض، اغلب آخرین ضربه و مسیر را برای انتقال عوامل بیماری زا به انسان‌های مستعد فراهم می‌کند. اگر مانند مورد SARS و Covid-۱۹، ویروس قادر به انتقال از انسان به انسانی دیگر باشد، تنها یک واقعه سرایت می‌تواند با توجه به میزان تحرک انسان در قرن بیست و یکم، به یک بیماری همه گیر جهانی منجر شود.

رفتار‌های ما در شکل گیری خطراتی که با آن‌ها روبرو هستیم و یا در آینده با آن‌ها روبرو خواهیم شد، نقش بسزایی دارند. بنابراین، ما چند انتخاب بیشتر نداریم؛ یا بپذیریم که شیوع بیماری‌هایی مانند Covid-۱۹ به صورت فزاینده‌ای افزایش خواهند یافت و احتمالاً با افزایش جمعیت، تعداد آن‌ها نیز شتاب می‌یابد. در واقع با این مسئله کنار بیایم و همچنان تعرض به انواع مختلف زیستگاه‌ها را گسترش دهیم، حیوانات خاص را تحت فشار قرار دهیم و به دنبال آن خطرات احتمالی بیشتر را بپذیریم.

یا، می‌توانیم به این باور برسیم که تهدید برای انسان (و به طور بالقوه سایر گونه‌های جانوری) بسیار بزرگ است و باید در جهت تغییر مسیری که در آن هستیم، به طور جدی اقدام کنیم. به عنوان مثال، کارشناسان محیط زیست و کارمندان دولت باید بهترین راه حل‌ها برای کنترل دقیق برداشت محصول از درختان و استفاده از زمین با توجه به تأثیر بر روی زیستگاه‌های جانوران، را شناسایی و بکار گیرند. آن‌ها می‌توانند این کار را بر اساس یک چشم انداز خاص، به منظور کاهش خطر انتقال آلودگی از حیوانات به انسان (و از جمله ملاحظات دیگر) انجام دهند.

رویکرد‌های سیستماتیک و مبتنی بر اطلاعات که قابلیت هماهنگی با موقعیت‌های مکانی، باور‌ها و شیوه‌های فرهنگی مردم مختلف را دارد، به سیاست گذاران کمک خواهد کرد تا گسترش عقلانی جمعیت و استفاده ایمن و پایدار از منابع طبیعی را پیش ببرند. به عنوان یک تمدن اولین قدم این است که تشخیص دهیم که یک مشکل داریم و تغییر آینده ما ساده نخواهد بود. به جای سرزنش یک مورچه خوار، وقت آن است به هشدار‌هایی که هر روز برای سلامتی ما و سیاره زمین، بلند و بلندتر می‌شوند، گوش فرا دهیم.

(تصاویر) گاوچران‌های امروزی!

در جنوب شهر آلبرتای کانادا گروهی گاوچران زندگی می کنند که سبک زندگی آنان شبیه گاوچران های قدیمی است.

برای بسیاری از افراد کلمه "گاوچران" یادآور شخصیت هایی نظیر جان وین و کلینت ایستوود هنرپیشه‌های مشهور سینمای وسترن آمریکا است اما هنوز هم مکان هایی وجود دارد که سنت گاوچران ها دامداری، گاوبازی رودیو در آنجا رواج دارد.

به گزارش فرارو، یکی از این مکان ها جنوب آلبرتا در کاناداست که شکل و شمایل مردان و زنان آنجا به کابوی ها شبیه است و همانند آنها لباس می پوشند.

لی هنل یک عکاس در سفری که به این منطقه داشته تصاویری از زندگی روزمره گاوچران های آلبرتا گرفته است.

این عکاس می گوید سبک زندگی گاوچران ها همانند 100 سال قبل تغییری نکرده است.

ادامه نوشته

مزایا و معایب رابطه با مردی کوچک‌تر از خودمان

رابطه

طبیعی ست که هر چه سن ما کمتر باشد، هیجان مان نیز برای انجام فعالیت‌های مختلف بیشتر است. اگر شما به دنبال هیجان در رابطه هستید، مثلا دوست دارید که به کونوردی یا اسکی بروید، بدون شک مردی که سن کمتری دارد حوصله بیشتری نیز برای این نوع فعالیت‌ها دارد که به تبع انتخاب مناسبی برای شما نیز خواهد بود.

در فرهنگ ما، رابطه زن با مردی کوچیک‌تر از خودش، یک تابو تلقی می‌شود و از نظر روان شناسان هم قابل قبول نیست. در واقع آن‌ها معتقدند که کوچیک بودن مرد مشکلات مربوط به خودش را دارد. اگر شما هم قصد دارید که با مردی کوچیک‌تر از خودتان وارد رابطه شوید، در این مطلب با ما همراه باشید. در ادامه نکات مثبت و منفی چنین رابطه‌ای را برایتان بیان کرده ایم تا آگاهانه‌تر تصمیم بگیرید.

به گزارش برترین ها به نقل از shape و liveabout، در فرهنگ ما، رابطه زن با مردی کوچیک‌تر از خودش، یک تابو تلقی می‌شود و از نظر روان شناسان هم قابل قبول نیست. در واقع آن‌ها معتقدند که کوچیک بودن مرد مشکلات مربوط به خودش را دارد. اگر شما هم قصد دارید که با مردی کوچیک‌تر از خودتان وارد رابطه شوید، در این مطلب با ما همراه باشید. در ادامه نکات مثبت و منفی چنین رابطه‌ای را برایتان بیان کرده ایم تا آگاهانه‌تر تصمیم بگیرید.

او اولویت‌های متفاوتی دارد

اولویت آقایان در سنین مختلف متفاوت است. به عنوان مثال مردی که در دهه ۲۰ زندگی خود به سر می‌برد، اولویت اصلی اش کار یا حتی درس است. او دوست دارد در این دهه از زندگی تمام تلاش اش را بکند تا مدرک اش را بگیرد یا برای خود کاری پردرآمد دست و پا کند. اما مردی که در دهه ۳۰ زندگی اش است، تا حدودی زندگی اش به ثبات رسیده و می‌تواند وقت آزاد بیشتری را برای شما بگذارد. از این رو اگر شما به دنبال این هستید که مثلا با عشق زندگی تان به سفر بروید، گزینه اول انتخاب خوبی برایتان نخواهد بود؛ بنابراین اگر با مردی کوچک‌تر از خودتان وارد رابطه شده اید باید اولویت‌های زندگی او را، حتی اگر با شما تفاوت دارند، بپذیرید.

او هیجان بیشتری می‌خواهد

طبیعی ست که هر چه سن ما کمتر باشد، هیجان مان نیز برای انجام فعالیت‌های مختلف بیشتر است. اگر شما به دنبال هیجان در رابطه هستید، مثلا دوست دارید که به کونوردی یا اسکی بروید، بدون شک مردی که سن کمتری دارد حوصله بیشتری نیز برای این نوع فعالیت‌ها دارد که به تبع انتخاب مناسبی برای شما نیز خواهد بود.

او دید دیگری به رابطه دارد

اگر شما به دنبال یک رابطه بلند مدت و ماندگارید، رابطه با مردی کوچک‌تر از خودتان انتخاب مناسبی برایتان نخواهد بود. همانطور که آقایان در سن بالاتر به دنبال تشکیل خانواده و بچه دار شدن هستند، مردانی که سن کمتری دارند دوست ندارند که خودشان را محدود و به ازدواج فکر کنند؛ بنابراین اگر می‌خواهید رابطه‌ای را با مردی کوچک‌تر از خودتان آغاز کنید، از همان ابتدا هدف تان را بیان کنید، صادقانه به او بگویید که از رابطه چه می‌خواهید، در این غیر این صورت رابطه‌ای را آغاز خواهید کرد که در آن سرگردان خواهید بود.

ممکن است با مخالفت دیگران مواجه شوید

اگر به خانواده یا دوستان تان بگویید که با مردی کوچک‌تر از خودتان وارد رابطه شده اید، احتمال این که با مخالف آن‌ها مواجه شوید زیاد است. اگر به راستی هم شما و هم شریک زندگی تان اعتقاد دارید که برای هم ساخته شده اید، پس باید خودتان را برای حرف‌های طعنه آمیز دیگران نیز آماده کنید. اما اگر چشم تان را به روی قضاوت دیگران نبندید، به تدریج حرف‌های آن‌ها روی شما و به تبع رابطه عاطفی تان تاثیر منفی خواهد گذاشت.

او درگیری‌های کمتری دارد

طبیعی ست که هر چه سن مان کمتر باشد، تجربه‌های زندگی مان نیز کمتر است. یک مرد ۳۵ ساله درگیری‌های ذهنی بیشتری نسبت به یک مرد ۲۵ ساله دارد. او رابطه‌های بیشتری را تجربه کرده، سختی‌های بیشتری کشیده است و... از این رو طبیعی ست که محتاط‌تر عمل کند یا که در تصمیم گیری هایش سخت گیرتر باشد. خوبی رابطه با فردی کوچک‌تر از شما این است که خیلی زندگی پیچیده‌ای نداردو، اما از آن طرف، شما ممکن است با او به دلیل نداشتن تجربه‌های کافی مثل حل کردن مشکلات یا برقراری ارتباطی درست، دچار مشکل شوید.

او بچه نمی‌خواهد

خانم‌ها معمولا در آستانه ۳۰ سالگی دوست دارند که بچه دار شوند، اما آقایان برای پدر شدن هیچ عجله‌ای ندارد. اگر شما با فردی که کوچک‌تر از خودتان است ازدواج کنید، باید به اختلاف نظرتان در مورد بچه دار شدن نیز بیاندیشید. زمانی که شما آمادگی مادر شدن را دارید، اما همسرتان هنوز آمادگی این تغییر را ندارد، واقعیتی ست که باید قبل از ازدواج به آن فکر کنید.

نمی‌توانید به او تکیه کنید

مردی که کوچک‌تر از شماست به احتمال زیاد هنوز زندگی اش ثبات لازم را پیدا نکرده است، برعکس شما که به احتمال زیاد کارتان را دارید و به بیانی تکلیف تان با خودتان روشن است. همین تفاوت‌ها باعث می‌شود که مرد مقابل تان احساس کند که نمی‌تواند آنطور که باید از شما محافظت کند. بدتر از آن این است که شما هم نمی‌توانید به او تکیه کنید و بعد مدتی احساس می‌کنید که شریک زندگی ایده آلی برای یکدیگر نخواهید بود.

او سبک زندگی متفاوتی دارد

آیا سبک زندگی پسری که در دهه ۲۰ زندگی خود به سر می‌برد، با سبک زندگی مردی که ۳۰ سالگی اش را رد کرده است، یکی ست؟ مردان جوان‌تر دوست دارند که زمان بیشتری را با دوستان شان بگذرانند، به گشت و گذار بروند و هیجانات تازه را تجربه کنند، در حالی که آقایان مسن‌تر ترجیح می‌دهند که به جای دوستان شان وقت شان را با شریک زندگی شان بگذرانند؛ بنابراین اگر قصد شروع رابطه با فردی کوچیک‌تر از خودتان را دارید، باید سبک زندگی او را نیز بپذیرید.

راهی برای کاهش وسوسه سیگار میلیون‌ها نفر مایل هستند سیگار را ترک کنند، اما نمی‌توانند از مصرف آن خود

راهی برای کاهش وسوسه سیگار کشیدن

مایکل سیت از دانشگاه پیتسبورگ (ایالات متحده آمریکا) در مقاله‌ای در مجله روانشناسی غیرعادی نوشت: اگر کسانی که سابقا سیگاری بودند با خود چند نوار معطر یا حباب‌های خوش بو داشته باشند آنگاه اشتیاق و وسوسه آن‌ها برای کشیدن سیگار می‌تواند به طور قابل توجهی کاهش یابد.

به گفته وی، بسیاری از افراد که سابقا سیگاری بودند دوباره به سوی سیگار کشیده می‌شوند، حتی در مواردی که از آدامس نیکوتین برای سرکوب اشتیاق برای تنباکو استفاده می‌کنند.

وی گفت: "میلیون‌ها نفر امروز نیازمند کمک هستند، آن‌ها می‌خواهند، اما نمی‌توانند سیگار را ترک کنند. " مشکل اصلی برای افرادی که به سمت سیگار کشیدن رفته اند، مواجه شدن با محصولات تنباکو است.

در آزمایشی از ۲۰۰ فردی که به شدت سیگار استعمال می‌کردند استفاده شد. ابتدا از آن‌ها خواسته شد تا عطر‌های معطری را بو کنند و سپس سیگار خود را روشن کنند و در دست گیرند وسپس بگویند که از ۱۰۰ چقدر میل به کشیدن سیگار دارند. این آزمایش نشان داد که بو کردن عطر‌های خوشبو باعث کاهش ۲۰ درصدی به کشیدن سیگار می‌شود.

چهره پنهان پزشکان و پرستاران!

به دنبال شیوع بیماری کرونا در کشور، پزشکان، پرستاران و کادر درمانی در خط مقدم مبارزه با این بیماری قرار گرفته اند و با تعهد و از جان گذشتگی به پرستاری و درمان بیماران مشغول هستند. اگرچه ماسک و لباس مخصوص در اختیار دارند، اما کار کردن در این پوشش هم بسیار سخت و طاقت فرسا است. در این بین تعداد زیادی از پزشکان و پرستاران و کادر درمان در حال انجام رسالت خود به این بیماری مبتلا شده اند و تعدادی از این عزیزان نیز جان خود را از دست داده اند.

ادامه نوشته