تصاویر/ کشتار 80هزار نفر در ساعت 8.15 صبح

در 6 آگوست 1945 در حالیکه هنوز ژاپن آخرین سنگر در برابر قوای متفقین را حفظ کرده بود، خبری جهان را در بهت فروبرد و چندی بعد امپراتوری ژاپن را به زانو درآورد؛ بمباران اتمی در هیروشیما.

 
 در 6 آگوست 1945 در ساعت 8 و 15 دقیقه صبح مردم هیروشیما هواپیمای جنگنده‌ای را بر فراز آسمان مشاهده کردند که مرگبارترین ماموریت تاریخ را بر عهده داشت. مردم با دیدن هواپیما و شنیدن هشدار درباره حمله هوایی به هر سو فرار می کردند که ناگهان خورشید دیگری آسمان را روشن کرد؛ این منبع نور «"پسر کوچک" بود که در فاصله 576 متری زمین انفجاری با قدرت 15 کیلو تن "تی.ان.تی" بوجود آورده بود و تا لحظه‌ای‌ بعد همه چیز را در شعاع 1 و نیم کیلومتری زمین ذوب می‌کرد.
 
در آن زمان آمریكا كه از چند سال قبل آزمایش های خود را برای دستیابی به بمب اتمی به طور مخفیانه شروع کرده بود با آگاهی از قدرت بالای تخریب این بمب ناشناخته آن را بر روی شهر هیروشیما منفجر کرد تا اولین حمله اتمی در تاریخ به فاجعه فراموش نشدنی بیانجامد.
 
"پاول وارفيلد تيبتس" خلبان بمب افكن "بی 29 انولا گای" یکی از معدود کسانی بود که از فاجعه‌ای که قرار بود بوقوع به پیوندد خبر داد و وقتی از فرودگاه نظامی آمریكایی "تینیان" در مجمع الجزایر "ماریان" واقع در اقیانوس آرام به هوا برخاست می‌دانست بمبی که به همراه دارد هیروشیما را با خاک یکسان خواهد کرد. 
 
در این روز تابستانی بسیاری از مردم شهرهای نزدیك به هیروشیما آمده بودند تا به پاكسازی ویرانی های ناشی از بمباران چند روز پیش بپردازند. جمعیت شهر در آن روز حدود 350000 نفر تخمین زده می شد و با این كه تابستان بود و دانشگاه ها و مدارس تعطیل بودند، اما هیچ یك از دانشجویان یا دانش آموزان به تعطیلات نرفته بودند.
 
خلبان تیبتس پس از رهاكردن بمب اتمی به سرعت از محل دور شد و از فاصله ای دور از لحظه انفجار عكس گرفت و به پایگاه خود بازگشت.
 
این انفجار بزرگ دو سوم ساختمان‌های هیروشیما از جمله کارخانه‌های فولادسازی و صنعتی چون "میتسوبیشی" را ویران کرد و تنها چیزی که از شهر باقی‌ گذاشت ساختمان تالار ترویج صنعتی استانی هیروشیما بود که انفجار، بالای گنبد آن رخ داده بود و به خاطر قرار گرفتن در کانون مرکزی انفجار، کاملاً ویران نشد.
 
در این انفجار 80 هزار نفر از مردم هیروشیما در همان لحظه وقوع جان خود را از دست دادند و 70 هزار نفر مجروح شدند كه اغلب آنها نیز اندكی بعد جان خود را از دست دادند.
 
این تلفات جدا از هزاران انسانی است كه ماه ها و سال های بعد به دلیل تاثیر مواد رادیواكتیو در اثر ابتلا به بیماری سرطان و دیگر بیماری ها جان خود را از دست دادند. تا سال ها بعد نیز در اثر تشعشعات هسته‌ای هزاران كودك ناقص الخلقه متولد شدند كه سال‌های زندگی را با رنج و درد به پایان رساندند. 
 
عکس های زیر روایتی از مراحل ساخت بمب اتمی موسوم به "پسر کوچک"، پرواز هواپیمای حامل بمب تا لحظه انفجار و ویرانه‌های پس از آن را به تصویر می‌کشد. در این مجموعه عکسایی از "شونکیچی کیکوچی"، "وینر میلر" و نیز دو عکسی که خود پاول وارفيلد تيبتس خلبان جنگنده پس از انفجار گرفته را می‌بینید.(تصاویر) کشتار 80هزار نفر در ساعت 8.15 دقیقه(تصاویر) کشتار 80هزار نفر در ساعت 8.15 دقیقه(تصاویر) کشتار 80هزار نفر در ساعت 8.15 دقیقه(تصاویر) کشتار 80هزار نفر در ساعت 8.15 دقیقه(تصاویر) کشتار 80هزار نفر در ساعت 8.15 دقیقه(تصاویر) کشتار 80هزار نفر در ساعت 8.15 دقیقه
ادامه نوشته

تصاویر/ عکاسی از ارواح

در دهه های نخستین اختراع دوربین عکاسی و پیدایش فن عکاسی ناآگاهی عمومی درباره این پدیده جدید یکی از جنجالی‌ترین روش های عکاسی در تاریخ این هنر را رقم زد. به گزارش فرادید، عکاسی از ارواح در دهه 1860 برای چندین سال ذهن مردم امریکا را به خود مشغول کرد. در آتلیه‌های عکاسی ارواح در حالی که ظاهرا فقط یک دوربین و عکاس حضور داشتند عکس هایی گرفته می شد که همه را به حیرت وا می‌داشت؛ حضور یک روح سرگردان کنار سوژه عکس. آن روزها اگرچه محققان و عکاسان بسیاری نسبت به این پدیده با دیده تردید نگاه می کردند و معتقد بودند این عکاس است که با خلق تصاویر مجعول بیننده را فریب می‌دهد اما دهه ها گذشت تا راز این عکس ها برملاشد. از «ويليام موملر» به عنوان اولین عکاسی نام می برند که احتمالا به شکل تصادفی اولین عکس ارواح را ظاهر کرد. او که پیشتر به عنوان يك قلم‌زن و حكاك در جواهري کار می کرد در اوقات فراغت به آتليه‌اي به نام واشنگتن می رفت تا عکاسی کند؛ جایی که او ادعا کرد اولین عکس از یک روح را گرفته است. به ادعای او روح دخترعمه‌اش که 12 سال قبل از دنیا رفته بود در لحظه ظهور یک عکس در آن ظاهر شده است. او حتی مدعی شد وقتي جلوی دوربین نشسته دستش شروع به لرزیدن کرده است. ادعای موملر به سرعت او را به شهرت رساند و مشتریان آتلیه‌اش را چندین برابر کرد. ثروتی که این عکاس با ابتکار خود به دست آورد عکاسان دیگر را نیز به این فکر انداخت که سر از راز او درآورند و مشتریان خود را بیشتر کنند و رفته رفته عکاسی از ارواح به يك فرم عکاسی بدل شد. اما رازی که موملر و دیگر عکاسان کشف کردند چندان پیچیده نبود واقعیت آن است که در آن زمان که عکس ها بر روی صفحات شیشه ای ظاهر می شد عکاس ابتدا تصویر دلخواه خود را روی شیشه می انداخت و سپس همان شیشه را برای ظهور عکس مشتری به کار می‌برد. در میان عکاسان ارواح جز موملر یک عکاس دیگر نیز وجود داشت که در سال 1900 با عکاسی خلاقانه از ارواح به شهرت رسید. او "ويليام هوپ" نام داشت كه مدعي شد در آتلیه خود بيش از 2500 عكس از ارواح انداخته است. عکس های او که تعدادی از آنها را در زیر می بینید اوج پیشرفت این سبک عکاسی در ابتدای تاریخ این هنر بوده استتصاویر/ عکاسی از ارواح.

ادامه نوشته

سلیمان قنبری

3rs8_img_20151201_094846.jpg

8li3_img_۲۰۱۵۱۲۰۴_۲۱۰۰۵۴.jpg

8bvw_screenshot_۲۰۱۵-۱۱-۲۱-۱۲-۳۳-۲۰.png

2cdj_۲۰۱۶۰۱۲۲_۱۲۳۵۳۹.jpg

6nj_۲۰۱۶۰۱۲۲_۱۲۳۶۳۰.jpg

تصاویر سلیمان قنبری

yvki_۲۰۱۶۰۱۲۲_۱۱۲۸۱۵.jpg

10 نکته مهم در مورد پاها

مراقب خشکی شدید پوست و زخم های مچ پا که بهبود نمی یابند باشید. این علائم ممکن است به واسطه دیابت پنهان و تشخیص داده نشده ایجاد شده باشند چون گلوکز زیاد در خون تولید چربی و عرق در پوست را کاهش میدهد.

10 نکته مهم در مورد پاهااکثر ما از پاهایمان برای کارهای روزمره زیاد استفاده میکنیم و به شدت به آنها نیاز داریم اما به سلامت آن چندان توجهی نداریم. اکنون زمان آن رسیده است که توجه بیشتری به پای خود داشته باشید. 

پودیاتری یا تخصص پا Podiatry است که برخی از فرهنگ های لعت آن را در فارسی پاپزشکی ترجمه کرده اند. این تخصص همان طور که از نامش پیداست، علمی است که در مورد بررسی، تشخیص و درمان مشکلات پا بحث می‌کند.

با ما همراه باشید و از توصیه های مهم پودیاتری بهره ببرید: 
 
پا برهنه وارد کابین دوش های اماکن عمومی نشوید 

 
شاید این توصیه را قبلا شنیده باشید اما باید آن را جدی بگیرید: کیسی آن پیدیچ، پزشک متخصص Big Apple Foot & Ankle Care در نیویورک میگوید: محل دوش گرفتن در باشگاهها محل مناسبی برای گسترش و انتقال قارچهایی است که موجب بیماری "پای ورزشکاران" میشود بنابراین حتما از دمپایی استفاده کنید. 

در هنگام خشک کردن پا نیز دقت زیادی به خرج بدهید و حوله را بین انگشتان پنجه پا نیز بکشید. در صورتی که تصمیم به مانیکور دارید بهتر است در ابتدای روز که احتمالا همه جا در تمیز ترین حالت خود قرار دارد این کار را انجام دهید. 
 
پا می تواند وضعیت سلامتی تان را نشان دهد 
ادامه نوشته

خاطرات جالب دختر آلمانی از سفر به ایران

نوشیدن ۳۹۰ لیوان چای و گرفتن ۲۸ هدیه در عرض ۵۹ روز اقامت در ایران. رفتن به مهمانی در ساعت ۱۰ شب و خوردن شام در ساعت یک بامداد.
نویسنده کتاب They would rock روز شنبه ۱۷ ژانویه در کتاب‌فروشی فروغ در شهر کلن آلمان کتاب‌خوانی داشت. به همین بهانه با او درباره کتابش و خاطراتش از سفر به ایران گفت‌وگو کردیم.
 
 دویچه وله در ادامه نوشت: نوشیدن ۳۹۰ لیوان چای و گرفتن ۲۸ هدیه در عرض ۵۹ روز اقامت در ایران. رفتن به مهمانی در ساعت ۱۰ شب و خوردن شام در ساعت یک بامداد. خیابان‌هایی که پر از "علی شوماخر" هستند و راه رفتن در آنها به مهارت خاصی نیاز دارد. اینها عجیب‌ترین مشاهدات یک آلمانی در سفرش به ایران هستند.
 
هلنا هنِکن مشاور ارتباطات و متخصص آموزش خلاق در هامبورگ زندگی می‌کند. او اما در کنار شغلش سرگرمی دیگری نیز دارد: جهانگردی. از آمریکای لاتین: آرژانتین، کلمبیا، شیلی، بولیوی، کوبا، اکوادور، پرو، تا آسیا: بوتان، اندونزی، قرقیزستان، ازبکستان، هند، هنگ‌کنگ و آفریقا: تانزانیا و مراکش.
خاطرات جالب دختر آلمانی از سفر به ایران
 
خودش می‌گوید: «هر بار به ایران فکر می‌کردم این لغات در سرم می‌چرخید: مناقشه اتمی، محور شرارت، کشوری خطرناک به خصوص برای زنان که اصلا نباید تنها به آنجا سفر کرد.»
 
اما در سال ۲۰۱۱ در قرقیزستان با یک سوییسی آشنا می‌شود که سفری دور آسیا انجام داده بوده. او از ایران و مردمش برای هلنا بسیار تعریف می‌کند و هلنا کم‌کم علاقه‌مند می‌شود که ایران را ببیند.
 
او می‌گوید: «قبل از سفر خیلی‌ها از من می‌پرسیدند چطور می‌خواهی به کشوری بروی که در آنجا مجبور هستی روسری سرت کنی. من در این باره خیلی فکر کردم و با خیلی‌ها حرف زدم و در نهایت تصمیم گرفتم دو ماه روسری سر کنم تا بتوانم با مردم ایران از نزدیک آشنا شوم.»
 
هلنا هنِکن در سال ۲۰۱۳ به ایران می‌رود، زمستان ۱۳۹۱ و بهار ۹۲ را در ایران بوده، ۵۹ روز. با آنکه قبل از ایران به کشورهای بسیار دیگری سفر کرده اما درباره هیچیک کتاب ننوشته است به جز درباره ایران.
 
او می‌گوید: «من به ایران نرفتم برای این که کتاب بنویسم یعنی از قبل چنین تصمیمی نگرفته بودم. در طول سفر، خاطرات روزانه‌ام را می‌نوشتم. همچنین ایمیل‌‌های زیادی برای دوستانم می‌فرستادم درباره چیزهایی که می‌دیدم و آنها کاملا از توضیحات من متعجب می‌شدند و می‌گفتند که تصور و انتظار دیگری از ایران داشتند. من هم به این دلیل و هم به دلیل تاثیراتی که از مردم ایران و کسانی که با آنها در ایران آشنا شده بودم، کم کم تصمیم گرفتم کتاب بنویسم.»
ادامه نوشته