آخرین روزهای صدام به روایت مخفی کننده اش
نامق عنوان داشت که وی به همراه برادرش از زمان حمله آمریکا به عراق در مارس 2003 صدام را به چند خانه منتقل کردند تا این که صدام شناسایی و بازداشت شد.
وی تاکید کرد که صدام از تلفن استفاده نمیکرد، چرا که میدانست آمریکاییها تماسها را شنود میکردند تا وی را پیدا کنند.
راننده صدام اعلام کرد که وی بسیار زیاد شعر و نثر میخواند و نوشتههایش توسط نیروهای آمریکایی که او را بازداشت کردند، مصادره شد.
نامق تصریح کرد: صدام برای همسر و دخترانش نامه مینوشت اما به هیچ وجه آنها را ندید. تنها کسانی که به دیدنش میآمدند، عدی و قصی، دو پسرش بودند که من شرایط دیدار محرمانه آنها را فراهم میکردم.
وی گفت: صدام در هنگامی که مخفی شده بود خطبههای آتشین خود را مینوشت و حامیانش را به مبارزه با آمریکاییها تحریک میکرد.
نامق تصریح کرد که در زندان ابو غریب در حبس به سر برد و سربازان آمریکایی به صورت روزانه از وی درخصوص سلاح های کشتار جمعی و مکانهایی که معاونان صدام در آن مخفی شده بودند، بازجویی میکردند.
وی تصریح کرد، زمانی که سربازان آمریکایی وی را بازداشت کردند، صورت او را پوشاندند و سگهای نگهبان او را گاز گرفتند و در معرض شکنجههایی قرار دادند که روزی صد بار آرزوی مرگ میکرد و موسیقی راک را پخش میکردند که گوش را کر میکرد.
وی بدون هیچ شوخی اظهار کرد: میتوانستم شکنجهها و سگها را تحمل کنم، اما نمیتوانستم صدای آن موسیقی را تحمل کنم.
در کتابی که از خلیل الدلیمی، وکیل صدام در سال 2009 منتشر کرد، آمده است که قیس نامق کسی بود که صدام را به نیروهای آمریکایی تحویل داد، اما علاء نامق کاملا این مساله را تکذیب کرد.
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 1:20 توسط سلیمان قنبری
|