دوپینگ ماریا شاراپووا مثبت اعلام شد_اوج و فرود یک ستاره

 
 
ماریا شاراپووا؛ اوج و فرود یک ستاره
 
فرادید| دوشنبه شب در لس‌آنجلس آمریکا خبری دنیای تنیس را به لرزه درآورد. ماریا شارپووا، ستاره تنیس زنان گفته بود که برای اعلام خبری مهم یک کنفرانس خبری خواهد داشت. در حالی که بسیار تصور می‌کردند او قصد خداحافظی از ورزش حرفه ای را دارد، تنیس‌باز ۲۸ ساله روس اعلام کرد که نتیجه تست دوپینگش در اوپن استرالیا مثبت شده است. ماده ممنوعه ای که در نمونه آزمایش او پیدا شده بود "ملدنیوم" است، دارویی که شاراپووا گفت از ۱۰ سال پیش به تجویز پزشک از آن استفاده می‌کرده و به تازگی در فهرست داروهای ممنوعه قرار گرفته است.

ماریا شاراپووا؛ اوج و فرود یک ستاره

شاراپووا که قهرمانی ۵ گرند‌اسلم را در کارنامه دارد گفت: "جواب آزمایشم مثبت بوده و تمام مسئولیت آن را می‌پذیرم. من از این دارو در ۱۰ سال گذشته استفاده می‌کردم، اما از اول ژانویه استفاده از آن ممنوع شد؛ موضوعی که من نمی‌دانستم. روز ۲۲ دسامبر ایمیلی از آژانس مبارزه با دوپینگ دریافت کردم که در آن لینکی وجود داشت که فهرست داروهای ممنوعه در آن بود و من روی لینک کلیک نکردم. اشتباه بزرگی مرتکب شدم. می‌دانم باید با عواقب آن روبرو شوم، اما نمی‌خواهم ورزش حرفه‌ام این‌طوری تمام شود".

تصاویر/ ماریا شاراپووا؛ اوج و فرود یک ستاره

ماریا شاراپووا؛ اوج و فرود یک ستاره
کسی در دنیای تنیس به آسانی قهرمان نمی‌شود و استعداد، تلاش بی‌پایان، تداوم، بخت مناسب و بسیاری مسائل در قهرمانی نقش دارند، اما راهی که شاراپووا تا این‌جا طی کرده بیش‌تر به افسانه‌ها شبیه است تا داستان یک قهرمان ورزشی معمولی؛ دخترکی که از برف‌های سیبری به شن‌های داغ فلوریدا رسید و در آسمان تنیس درخشید. ورزشکاری که شاید استعدادش در تنیس‌ یگانه نباشد، اما کمتر کسی می‌تواند منکر نقش منحصر به فرد او در دنیای ورزش شود.

 
ماریا شاراپووا؛ اوج و فرود یک ستاره
از فرار از چرنوبیل تا ظرف شستن در فلوریدا
ماریا شاراپووا روز ۱۹ آوریل سال ۱۹۸۷ در غرب سیبری از پدر و مادری اهل بلاروس (که در آن زمان بخشی از اتحاد جماهیر شوروی بود) به دنیا آمد. خانواده او کمی پیش از به دنیا آمدنش خانه و کاشانه خود را در جمهوری بلاروس به دلیل نگرانی از آثار منطقه ای فاجعه اتمی چرنوبیل رها کرده بودند و به شهر نیاگان در سیبری رفته بودند. چهار ساله بود که دوست پدرش الکساندر کافلینکوف (پدر تنیس‌باز نامدار روس یوگنی) به او یک راکت تنیس هدیه داد. ماریا آن‌قدر با دیوار خانه بازی کرد که پدر با دیدن علاقه‌اش اسم او را در کلاس تنیس نوشت.

ماریا شاراپووا؛ اوج و فرود یک ستاره
فقط ۵ سال داشت که در مسکو و در تورنمنتی زیر نظر مارتینا ناوراتیلووا، یکی از بزرگ‌ترین تنیس‌بازهای زن تاریخ، شرکت کرد. ناوراتیلووا با دیدن بازی‌ ماریا به پدرش گفت که این دختر استعداد ویژه‌ای در تنیس دارد و به آن‌ها توصیه کرد که به آکادمی نیک بالتیری در آمریکا، یکی از معروف‌ترین مدارس تنیس جهان بروند که پیش‌تر بازیکنانی مانند مونیکا سلز، آنا کورنیکووا، بوریس بکر و آندره آغاسی را پرورانده بود.

این حرف آن‌قدر تاثیرگذار بود که پدر دل به دریا زد و برای رسیدن به رویاها از اقیانوس گذشت. یوری دست دخترش را گرفت و با ۷۰۰ دلاری که از پدر بزرگ ماریا قرض گرفته بود راهی میامی در فلوریدا شد؛ در حالی که هیچکدام زبان انگلیسی بلد نبودند.

تصاویر/ ماریا شاراپووا؛ اوج و فرود یک ستاره
 
ماریا کوچکتر از آن بود که بتواند وارد مدرسه شود. بنابراین یوری آستین بال زد و از یک سو در پارک‌ها و زمین‌های عمومی مربی تنیس دخترش شد و از سوی دیگر با قبول شغل‌های کم درآمد مانند ظرف‌شویی در رستوران خرج زندگی را در‌می‌آورد. او یک سال بعد توانست بورس کامل آکادمی بولتیری را بگیرد و یک سال بعد از آن هم مادرش یلنا که قبلا نتوانسته بود ویزای آمریکا بگیرد به خانواده ملحق شد.

جست و خیز روی پله‌های ترقی
چهره و استعداد او خیلی زود مورد توجه "اسپانسرها" قرار گرفت و در ژوئن ۱۹۹۷ و در ۱۱ سالگی اولین قرارداد تجاری زندگی‌اش را با "نایک" بست. او برای اولین‌بار در آوریل ۲۰۰۱ در یک تورنمنت حرفه‌ای بازی کرد و یک سال بعد از آن هم اولین حضورش در تورنمنت‌های اتحادیه تنیس حرفه ای زنان را تجربه کرد. در سال ۲۰۰۲ شاراپووا تبدیل به جوان‌ترین تنیس‌باز تاریخ شد که به فینال مسابقات جوانان اوپن استرالیا رسیده است.

ماریا شاراپووا؛ اوج و فرود یک ستاره
اولین گرند‌اسلم در ۱۷ سالگی
بهار ۲۰۰۴ شاراپووا برای اولین‌بار به جمع ۲۰ تنیس‌باز برتر جهان ملحق شد. او که به دور سوم اوپن استرالیا رسیده بود، در رولان گاروس بهتر کار کرد و توانست برای اولین‌بار در زندگی‌اش به یکچهارم نهایی یک گرند‌اسلم برسد. اما بخت ماریا نه روی خاک سرخ پاریس که در چمن سبز لندن باز شد. او که ۱۷ سال داشت تا فینال بالا رفت و در دیدار نهایی توانست سرینا ویلیامز، بخت نخست قهرمانی را شکست دهد و به یکی از جوان‌ترین قهرمانان زن تاریخ ویمبلدون تبدیل شود. با این قهرمانی او توانست برای اولین‌بار به جمع ۱۰ تنیس‌باز برتر جهان راه پیدا کند. او در ماه اوت ۲۰۰۵ هم اولین زن روس شد که در صدر جدول رده‌بندی جهانی تنیس قرار گرفت.
 

ماریا شاراپووا؛ اوج و فرود یک ستاره

مصدومیت شانه
سال ۲۰۰۷ کتف شاراپووا برای اولین‌بار مصدوم شد و این آغازی بود برای مصدومیتی که به رغم جراحی و بهبود، اثرش را روی بازی تنیس‌باز روس گذاشت. شاراپووا در اوایل دوران حرفه‌ای خود به داشتن سرویس‌های قدرتمند (اول و دوم) معروف بود، ولی مصدومیت شانه هم تاثیر سرویس‌هایش را کم کرد، هم او را مجبور کرد شیوه سرویس‌ زدنش را تغییر دهد. شماری از کارشناسان تنیس معتقدند که او هرگز نتوانست دوباره اعتماد به نفس دوران پیش از مصدومیت را پیدا کند و دلیل خطاهای مضاعف (دبل فالت) مکرر او در سرویس همین است. شاراپووا سال ۲۰۰۹ به دلیل مصدومیت شانه فقط در سه تورنمنت بازی کرد، اما عمدتا از طریق تبلیغات حدود ۲۲ میلیون دلار درآمد داشت و تبدیل به پردرآمدترین زن ورزشکار آن سال شد.

ماریا شاراپووا؛ اوج و فرود یک ستاره
 

زندگی خصوصی
ماریا شارپووا که یک بار از سوی مجله "اف‌اچ‌ام" به عنوان هفتمین زن مجرد جذاب و بالاتر از چهره‌هایی مانند پاریس هلیتون و کیرا نایتلی ایستاد، در زندگی خصوصی‌ چندان پر حاشیه‌ای نیست؛ امری که با توجه به دستاوردهایش در تنیس تعجبی ندارد. او در جشن تولد ۱۸ سالگی‌اش در سال ۲۰۰۵ با آدام لوین، خواننده گروه راک "مارون ۵" آشنا شد، هرچند که رابطه آن‌ها دوام چندانی نداشت. سال ۲۰۰۸ هم برای مدت کوتاهی با چارلی ابرسول، تهیه‌کننده آمریکایی رابطه داشت. او یک سال بعد وارد رابطه با ساشا وویاچیچ، بسکتبالیست اسلونیایی شد. این دو در سال ۲۰۱۲ باهم نامزد شدند، اما یک سال بعد شاراپووا به طور رسمی از پایان رابطه‌اش با او خبر داد. اواخر همان سال شایعاتی در مورد رابطه شاراپووا با گریگور دمیتروف، تنیس‌باز بلغار شنیده شد تا این که در اوپن مادرید ۲۰۱۳ این دو رابطه‌شان را به طور رسمی اعلام کردند. آن‌ها در ژوئیه ۲۰۱۵ از هم جدا شدند.

تصاویر/ ماریا شاراپووا؛ اوج و فرود یک ستاره

 
منبع: بی بی سی

بازار داغ سلفی در روز انتخابات

تصاویر/ گزارش رویترز از انتخابات ایران(تصاویر) بازار داغ سلفی در روز انتخابات(تصاویر) بازار داغ سلفی در روز انتخابات(تصاویر) بازار داغ سلفی در روز انتخابات(تصاویر) بازار داغ سلفی در روز انتخابات(تصاویر) بازار داغ سلفی در روز انتخابات(تصاویر) بازار داغ سلفی در روز انتخابات(تصاویر) بازار داغ سلفی در روز انتخابات

انتخابات روز گذشته گرچه از نظر تعداد و تنوع رای دهندگان انتخاباتی قابل توجه به شمار می رفت از جهتی دیگر هم توجهات را جلب می کرد و آن هم بازار داغ سلفی بود.
 
در حالیکه حضور اقشار مختلف مردم در انتخابات مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری روز گذشته چشمگیر و کم سابقه بود شمار کسانی که در صف رای گیری، هنگام رای دادن و پس از آن گاه به تنهایی و گاه با دوستان و چهره های سرشناس سلفی می گرفتند کم نبود. کسانی که با به اشتراک گذاشتن تصویر خود در حال شرکت در انتخابات خبر از شرکت بالای واجدان شرایط در این انتخابات می دادند.
 
بسیاری از رای دهندگان پس از انداختن رای خود با اشتراک گذاری تصویرشان در شبکه های اجتماعی دوستان خود را تشویق به حضور هر چه زودتر در انتخابات می کردند که این موضوع یکی از سوژه های اصلی عکاسان خبرگزاری های مختلف حاضر در محل اخذ رای بود. این عکس ها همگی از شعب اخذ رای تهران برداشته شده و عکاسان آن عبارت اند از: امیرآبشناسان، مصطفی حقگو، مهناز رحیم لو، مهدی ابراهیمی، عبدالله حیدری، محمدرضا علیمددی، فواد اشتری، حامد ملک پور، طاهره رخ بخش، مریم کامیاب، مسعود ساکی، آرشیده شاهنگی، آرش خاموشی، پیمان یزدانی، منا هوبه فکر و حمید املشی هستند.
ادامه نوشته

میراث میلیونی ثریا اسفندیاری به منشی برادرش رسید

برادر ثریا قبل از مرگ در یادداشتی در دفتر روزانه خود منشی شخصی‌اش را میراث‌بر خویش معرفی کرده بود.

ثریا اسفندیاری، همسر دوم شاه سابق ایران که مادری آلمانی داشت، در سال ۲۰۰۱ در سن ۶۹ سالگی در پاریس از جهان رفت و در گورستانی در مونیخ در کنار دیگر اعضای خاندان اسفندیاری به خاک سپرده شد.

به گزارش عصر ایران به نقل از  دویچه وله، ثریا اسفندیاری فرزندی نداشت و برادرش، بیژن اسفندیاری که در کلن زندگی می‌کرد تنها میراث‌دار او شد. بیژن نیز در جریان تدارک خاکسپاری ثریا دچار عارضه قلبی شد و جان سپرد.
میراث میلیونی ثریا اسفندیاری به منشی برادرش رسید
بیژن قبل از مرگ در یادداشتی در دفتر روزانه خود منشی شخصی‌اش را میراث‌بر خویش معرفی کرده بود. اما شماری از اعضای خانواده اسفندیاری در درستی این سند تردید کردند و برای گرفتن میراث به دادگاه شکایت بردند.

دادگاه اما در حکم خود که در روز سه‌شنبه ۲۳ فوریه ۲۰۱۵ صادر شد، به درستی و سندیت یادداشت بیژن اسفندیاری در باره منشی‌اش رای داد. به این ترتیب دادگاه ادعای بستگان خانواده اسفندیاری در این باره که ممکن است بیژن اشتباه کرده یا زیر تهدید چنین یادداشتی نوشته باشد را رد کرد.
ثریا اسفندیاری همسر دوم محمدرضا پهلوی شاه سابق ایران در سن 69 سالگیمیراث میلیونی ثریا اسفندیاری به منشی برادرش رسید

دلایل نازک شدن تار موها

آب داغ باعث از بین رفتن رطوبت تارهای مو می‌شود و خشکی و شکنندگی آنها را به دنبال خواهد داشت. مطمئنا دوست دارید که چربی طبیعی سر از موهایتان محافظت کند تا آسیب بیشتری به موهایتان وارد نشود. بنابراین بهتر است از حمام بخار خودداری کنید.حتی اگر بخواهید کمی از موهای وسط سرتان را کوتاه کنید، احتمالش کم است که دوست داشته باشید بشنوید که موهای وسط سرتان نازک شده‌اند. اگر بیش از حد معمول ریزش مو دارید، هنوز دیر نیست. شما می‌توانید تار موهایتان را حفظ کنید. 
 
بسیاری از جنبه‌های زندگی ما -از آنچه می‌خوریم گرفته تا نحوه آرایش موها- بر استحکام الیاف مو اثر می‌گذارند. از طرفی مانند عضلات و استخوان‌ها، موها هم با بالا رفتن سن شکننده‌تر و پراکنده‌تر می‌شوند که به معنی نیاز آن به مراقبت هدفمند خواهد بود. در ادامه به مواردی اشاره می‌کنیم که شاید ندانید نقش بسزایی در نازک شدن موهایتان دارند. 
 
حمام بخار 

 
آب داغ باعث از بین رفتن رطوبت تارهای مو می‌شود و خشکی و شکنندگی آنها را به دنبال خواهد داشت. مطمئنا دوست دارید که چربی طبیعی سر از موهایتان محافظت کند تا آسیب بیشتری به موهایتان وارد نشود. بنابراین بهتر است از حمام بخار خودداری کنید. 
 
استفاده از ابزار حالت‌دهنده گرمایشی 

 
درجه حرارت بالا به پروتئین موها و کوتیکول‌های محافظ آنها آسیب می‌زند. وقتی کوتیکول آسیب می‌بیند، رطوبت مو از بین‌رفته و موهای شما مستعد شکنندگی می‌شوند. 
 
رژیم‌های غذایی کم کالری 

 
گرسنگی کشیدن باعث هدایت انرژی بدن به سمت توابع ضروری مانند قلب و مغز می شود. در این شرایط، موهای شما نادیده گرفته می شوند. 
 
برخورد نادرست با موهای خیس 

 
وقتی تارهای مو خیس هستند، بیش از هر زمان دیگری در معرض شکنندگی قرار دارند؛ برای جلوگیری از این امر، موهای خود را در حمام شانه کنید و سپس از یک حوله خشک برای گرفتن نم موها استفاده کنید. 
 
سفت بستن مو 

 
مراقب سفت بستن موهای خود باشید؛ مثلا دم اسبی بستن فشار زیادی به فولیکول های مو وارد می کند. این کار با آسیب رساندن به موها باعث شکنندگی آنها می شود. 
 
استفاده طولانی‌مدت از محصولات حالت‌دهنده 

 
اگر در تبلیغات ژل یا اسپری مویی که استفاده می‌کنید، گفته می‌شود که این محصولات تاثیر دائمی دارند، بدانید که با گره خوردن موهای خود سر و کار خواهید داشت. 
 
این محصولات معمولا حاوی الکل بوده و باعث افزایش خشکی و شکنندگی موهای شما می‌شوند. وقتی موهای خود را شانه می‌کنید، باقی‌مانده محصولات حالت‌دهنده روی پوست سر باقی می‌ماند و باعث آسیب دیدن و ریزش موها می‌شود. 
 
قرص‌های ضد بارداری 

 
اگر شما هم از جمله زنانی هستید که به علت تغییرات هورمونی با ریزش یا تنک شدن مو مواجه شده‌اند، باید در مصرف قرص‌های ضد‌بارداری تجدید‌نظر کنید، چون این قرص‌ها موهای شما را تضعیف می‌کنند. قرص‌های حاوی آندروژن در افرادی که به آندروژن حساسیت دارند، باعث ریزش مو می‌شود. 
 
خاراندن سر 

 
خارش پوست سر (درماتیت سبورئیک) ممکن است باعث ریزش مو شود؛ وقتی کوتیکول مو آسیب می‌بیند، الیاف مو در معرض شکنندگی قرار می‌گیرند. 
 
پرتوهای آفتاب 

 
حتی اگر از برنزه کردن منصرف شده باشید، باز هم احتمالش هست که موهای شما در معرض پرتوهای فرابنفش باشند. این پرتوها به تدریج استحکام و خاصیت ارتجاعی موهای شما را از بین می‌برند. قرار گرفتن در معرض نور خورشید در طولانی مدت باعث تضعیف و شکستن تارهای مو می‌شود و ریزش مو را به دنبال دارد. 
 
عدم شستشوی سر به اندازه کافی 

 
اکنون که شامپوهای خشک در بیشتر داروخانه‌ها و فروشگاه‌ها عرضه می‌شوند، می‌توانید با خیال راحت هر چند روز یک بار شامپو بزنید. انباشت باقی‌مانده محصولات شوینده یا شوره روی پوست سر باعث مسدود شدن فولیکول‌های مو می‌شود. اگر انباشت این مواد زائد بیش از اندازه باشد، رشد موها متوقف می‌شود. 
 
مصرف داروهای خاص 

 
مصرف برخی از داروها (مانند استاتین‌ها، داروهای ضد افسردگی، ضد اضطراب و ضد فشار خون) یا هورمون‌ها (مانند داروهای جایگزین هورمون تیروئید) باعث ریزش مو می‌شود. این امر چرخه طبیعی رشد موها را با مشکل مواجه کند. در این شرایط، موهای شما به فاز استراحت رفته و به صورت مکرر می‌ریزند. 
 
منبع: الو دکتر دلایل نازک شدن تار موها

روحانی کنگ فو کار وارد خبرگان شد

آیت‌الله سید رحیم توکل که دارای سابقه فعالیت در رشته ورزشی کونگ‌فو است، با رأی مردم مازندران توانست راهی مجلس خبرگان رهبری شود.

به گزارش فارس ، پنجمین دوره انتخابات مجلس خبرگان رهبری در استان مازندران با هفت کاندیدا برگزار شد که با پایان یافتن شمارش آرای منتخبان نهایی این حوزه از سوی ستاد انتخابات مازندران معرفی شدند.
آیت‌الله سید رحیم توکل، استاد اخلاق و خارج فقیه با کسب 488 هزار و 817 رأی منتخب مردم مازندران برای مجلس پنجم خبرگان رهبری شد.

استاد اخلاق حوزه علمیه قم آیت‌الله توکل از علاقه‎مندان به ورزش‌های رزمی، به‌ویژه کونگ‌فو است که سابقه‎ای زیادی از قبل انقلاب در رشته‌های رزمی دارد.

 

به گزارش فارس، آیت‌الله توکل، پس از آیت‌الله آملی‎لاریجانی، آیت‌الله طبرسی و آیت‎الله معلمی، به ‎عنوان چهارمین منتخب مردم مازندران، به نمایندگی مردم مازندران در مجلس خبرگان رهبری درآمد.

"اصولگرایان" بازنده بزرگ انتخابات دهم، به سه دلیل

 جعفرمحمدی -این، بزرگ ترین فاجعه برای یک جریان سیاسی است که چهره های ریشه دار آن یکی پس از دیگری از اردوگاهش کوچ کنند.اصولگرایان را بی هیچ تردیدی می توان بازنده انتخابات مجلس دهم دانست، نه از آن جهت که اکثریت مطلقی که در مجلس نهم دارند را از دست می دهند، بلکه از باب مسائل دیگری که اشارت وار بدان ها اشاره می شود:

1 - اصولگرایان نشان دادند که به طور جدی در مسیر ریزش قرار دارند: هم ریزش آرا و هم ریزش افراد.
علت نیز کاملاً مشخص است: اصولگرایان در سال های اخیر با یک استراتژی مهلک، روز به روز دایره اصولگرایی را تنگ تر و تنگ تر کردند به گونه ای که ابتدا افرادی مانند هاشمی و سپس کسانی چون ناطق نوری، حسن روحانی و حتی این اواخر، علی لاریجانی را از دایره اصولگرایی بیرون گذاشتند.
در عوض، عده ای که تفکرات افراط گرایانه دارند -و معرف حضور هستند- به عنوان اصولگرا میدان داری کردند و باقی مانده جایگاه اجتماعی اصولگرایان را نیز با مواضع غیرعقلانی خود به حراج گذاشتند.

بدیهی است در چنین وضعی، باقی اصولگرایان عاقل نیز ترجیح می دهند به پای جریانی مانند جبهه پایداری - که تمایل دارد اصولگرایی را مترادف خود بداند - نسوزند و این می شود که افرادی مانند کاظم جلالی - رئیس بزرگ ترین فراکسیون اصولگرایان مجلس نهم - و علی مطهری نیز راه خود را جدا می کنند و به لیست امید می پیوندند.

این، بزرگ ترین فاجعه برای یک جریان سیاسی است که چهره های ریشه دار آن یکی پس از دیگری از اردوگاهش کوچ کنند. 
واکنش بازماندگان در چنین اردوگاهی، جذب هیجانی نیروهایی است که بتوانند به عنوان سیاهی لشکر عمل کنند ولی این تاکتیک، در دراز مدت، اردوگاه را از طمأنینه و تفکر خالی می کند و آن را به شعارزدگی و روزمرگی دچار می کند.
استمرار این وضعیت باعث می شود نیروهای جدید اصولگرا نیز که به بلوغ فکری و سیاسی می رسند، در آینده در آن جدا شوند و ریزش ها همچنان ادامه یابد.

2 -
 در اغلب حوزه هایی که کاندیداهای جریان اصولگرایی رأی آوردند، یا کاندیداهای اصلاح طلب و اعتدالگرا به دلیل رد صلاحیت ها حضور نداشتند یا جریان اصلاح و اعتدال، مجبور شده بود به همان دلیل، با افراد فرعی و ناشناخته وارد انتخابات شود.
لیست های اصلاح طلبان و اعتدالگرایان هم اکثراً در روزهای منتهی به انتخابات نهایی شد، یعنی در حالی که رقبای اصولگرا در حال تبلیغات گسترده بودند، اصلاح طلبان و اعتدالگرایان، منتظر بودند که ببینند آیا صلاحیت کاندیداهایشان تأیید می شود یا نه؟!

حتی در تهران هم، بسیاری از چهره های شاخص جریان اصلاح و اعتدال رد صلاحیت شدند و لیست امید، در آخرین روزها بسته شد و حتی بعد از چاپ تعدادی از پوسترها، باز هم تغییر ناخواسته دیگری رخ داد.
در واقع، اگر اصولگرایان در برخی حوزه ها برنده شدند، در یک رقابت برابر نبوده است، هر چند که در برخی حوزه ها، توانمندی ها و اعتبار شخصی برخی کاندیداهای اصولگرا، عامل برنده شدن شان بوده است که قابل ارج نهادن است.

3 - بخش افراط گرای جریان اصولگرایی، اخلاق را نیز در این انتخابات باخت. سوء استفاده از سخنان رهبری و متهم کردن کاندیداهای رقیب به انگلیسی بودن، تمسک به مفتی وهابیون و جعل خبر از قول وی که "به جنتی و یزدی و مصباح رأی ندهید(!)"، انتشار لیست های جعلی، توزیع شب نامه، متهم کردن رقبا به ارتباط با بیگانگان و بی دینی، ایجاد مزاحمت برای تبلیغات انتخاباتی رقبا به ویژه در روزهای اول تبلیغات، انتشار خبرهای جعلی از برندگان انتخابات و ... اقدامات غیراخلاقی و شرم آوری بودند که در کارنامه اینان ثبت شد.

جریان اصولگرایی، یکی از دو جریان اصلی سیاسی کشور است و دریغ که به واسطه ندانم کاری، خودخواهی و زیاده طلبی گروهی افراط گرا مضمحل شود. این جریان، باید بدون خود فریبی، به نقد خویش بپردازد و آسیب زدایی کند تا بتواند همچنان به عنوان یک بال نظام، در خدمت مردم باشد و الا همواره مجبور خواهد بود از حضور مردم در انتخابات، واهمه داشته باشد.

طبیعت جزیره قشم

ادامه نوشته

پدرها و مادرها! این دو اصل "بسیار بسیار ساده" را به خاطر بسپارید

اگر پدر یا مادر هستید و البته اگر دغدغه تربیت بهتر فرزندتان را دارید - لابد دارید که روی این عنوان کلیک کرده اید-  قبل از آن که چیزی زیادی درباره تربیت فرزندان یاد بگیرید ، این دو اصل را به عنوان زیر ساخت های راهبردی و قانون اساسی فرزند پروری مد نظر قرار دهید و بدانید که اگر این دو اصل "بسیار بسیار ساده" را رعایت نکنید، بقیه اصول تربیتی ، بر روی بنیانی از خاک سست بنا نهاده می شوند.پدرها و مادرها! این دو اصل

اصل اول: فرزندتان را تشویق کنید

خیلی کارها هست که برای شما عادی جلوه می کند، مانند نقاشی کج و معوجی که فرزندتان می کشد و حتی به شما نشانش نمی دهد، یا قاشقی را که روی فرش افتاده بر می دارد و به آشپزخانه می برد، یا زمانی که کودک تان خواندن کتاب قصه اش را تمام می کند، یا وقتی که سر وقت به رختخواب می رود و ... .

یادتان باشد که این کارها برای شما ، عادی است اما برای فرزندتان هر کدام از این کارها، اهمیت ویژه ای دارد. به خاطر همین اهمیت ویژه است که آنها حتی اگر بر زبان نیاورند، منتظر می مانند تا واکنش ایجابی والدین خود را ببینند.
در چنین مواقعی، "تشویق" مهم ترین و بهترین کاری است که می توانید بکنید. بی اعتنایی، به کودکان ، اعتماد به نفس را در آنها می کشد.

تصور کنید که شما برای تولد همسرتان ، یک خودروی آخرین مدل خریده اید تا او را سورپرایز کنید اما وقتی ماشین را به او نشان می دهید ، او اصلاً نگاهش هم نمی کند و حتی یک تشکر خشک و خالی هم بر زبان نمی آورد. حتماً ناراحت خواهید شد.
کارهایی که بچه ها می کنند ، در نظر خودشان ، مثل همین خودرویی هستند که شما برای همسرتان خریده اید و انتظار خوشحالی و تشکرش را دارید. این مثال را به یاد داشته باشید.

اصل دوم: بچه ها را مقایسه نکنید

اگر خدای ناکرده ، کسی سوار بر ماشین های غلتک که برای صاف کردن راه ها به کار می رود بشود و از روی فرزند شما رد شود، چه چیزی از جسم او باقی می ماند؟
مقایسه فرزندتان با دیگران، دقیقاً همین کار را با روح و روان او می کند. جملاتی مانند این که فلان بچه درسش از تو بهتر است ، فلانی قدش بلند تر است ، فلانی به حرف مادرش گوش می کند اما تو ... همان غلتک هایی هستند که بی آن که بخواهید بر روی روح و روان فرزندتان می رانید و نابودش می کنید.

فرزندتان را فقط با خودش مقایسه کنید نه با دیگران. به جای این که بگویید نمره تو پایین تز از نمره همکلاسی ات هست ، باید نمره فعلی اش را با نمره قبلی خودش مقایسه کنید، اگر نمره بالاتری گرفته تشویقش کنید(اصل اول) و اگر نمره پایین تری گرفته ، نه مانند یک بازجوی بی رحم که مانند یک پزشک درمانگر، به او بگویید: بیا بررسی کنیم که علت این مشکل چیست و با هم بر طرفش کنیم. در این صورت شاید جملات بعدی تان این باشد: آهان! شب قبل از امتحان، مهمان داشتیم و تو دیر خوابیدی، پس بهتر است از این به بعد دیر نخوابی ، موافقی؟ ... دفعه قبل ، یک بار درسی که باید امتحان می دادی را خواندی، شاید بهتر باشد از این به بعد دو بار بخوانی تا مرور هم بشود و ... .

هر چند تربیت فرزند، هزاران درس و نکته دارد ولی عجالتاً با رعایت همین دو مورد ، خواهید دید چه اتفاقات خوبی برای فرزندتان رخ می دهد.
در این باره باز هم در "خانواده ایرانی" خواهم نوشت.

با درونگراها مهربان باشیم…

قبلاً در نوشته‌ای تحت عنوان «آیا من درونگرا هستم؟» اشاره‌ی کوچکی به مفهوم درونگرایی و برونگرایی داشتیم. به نظر می‌رسد دنیای ما، سوگیری مثبتی به سمت برونگرایی دارد. حداقل در حوزه‌ی مدیریت و کسب و کار و فروش و مهارتهای فردی، بسیاری از کسانی که شناخت دقیق علمی و تجربه‌ی کافی در حوزه‌ی مدیریت و پرورش انسانها ندارند، برونگرایی را به عنوان یک نقطه قوت و درونگرایی را به عنوان نقطه ضعف مطرح می‌کنند و تلاش دارند با انواع تمرین‌ها و آموزش‌ها، همه جهان را به سمت برونگرایی سوق دهند.

به همین دلیل، در متمم، به بهانه‌های مختلف، به بحث درونگرایی مراجعه می‌کنیم و در مورد درونگراها صحبت می‌کنیم. شاید به سهم خودمان بتوانیم کمی تعادل را به سمت درونگراها، که به هر حال بخش بزرگی از جامعه‌ی انسانی را تشکیل می‌دهند، بازگردانیم. آنچه در اینجا می‌خوانید اقتباس شده از مطلبی است که در سایت Fastcompany در مورد نحوه برخورد با درونگراها منتشر شده است. بدیهی است که مانند بسیاری از نام‌گذاری‌ها و طبقه‌بندی‌های دیگر در حوزه‌ی انسانی، ما در مورد یک طیف صحبت می‌کنیم و هر یک از ما ترکیبی از این دو روحیه را دارد که البته، به یکی از این دو، نزدیک‌تر است.

درونگرایی و برونگرایی - متمم - محل توسعه مهارتهای من

درونگراها، بر خلاف برونگراها،‌ زمانی که در جمع حضور دارند، انرژی از دست می‌دهند. برونگراها، هر زمان احساس کنند که به اندازه‌ی کافی انرژی و انگیزه ندارند، می‌توانند با حضور در جمع‌ها، مهمانی‌ها، حرف‌ زدن با غریبه‌ها در خیابان و کافی شاپ، تلاش‌ برای دوست شدن با افراد ناشناس در فیس بوک و شبکه‌های اجتماعی، دوباره انرژی به دست بیاورند.

این در حالی است که یک فرد درونگرا، ممکن است با خلوت کردن محیط خود، مدتی فکر کردن، کتاب خواندن و هرگونه فعالیت‌های انفرادی (Solo Activities) انرژی به دست بیاورد. فرد درونگرا در یک مهمانی خسته می‌شود  و انرژی از دست می‌دهد. ترجیح می‌دهد در جمعی باشد که قبلاً آنها را بشناسد. اگر در فیس بوک و اینستاگرام و سایر شبکه‌های اجتماعی،‌ درخواست‌های متعدد دوستی و ایجاد رابطه را ببیند،‌ دچار استرس می‌شود. برای پذیرش یا عدم پذیرش هر یک از درخواست‌ها، ساعت‌ها فکر می‌کند. با دوستان خود مشورت می‌کند. شرودر جونز، به شوخی می نویسد: در مدتی که یک درونگرا درباره‌ی تایید یا عدم تایید یک درخواست دوستی در فیس بوک تصمیم می‌گیرد، یک برونگرا،‌ رابطه‌ی عاطفی کاملی ساخته و تثبیت کرده و شاید حتی آن را به پایان هم رسانده باشد!

درونگرایی و برونگرایی

با توجه به اینکه «منبع انرژی درونگراها برای تعاملات اجتماعی محدود است»، ممکن است در مقابل حضور در گروه‌های اجتماعی مقاومت داشته باشند.

درونگراها، گاهی اوقات به برونگراهایی که اصرار دارند آنها را با خود به مهمانی و پارک و جلسه و کافی شاپ ببرند، به چشم شکارچیانی نگاه کنند که می‌خواهند آنها را شکار کرده و جان (انرژی) آنها را بگیرند.

البته به خاطر داشته باشیم که اینکه کسی درونگرا است به آن معنا نیست که تحت هیچ شرایطی به همراه بودن با دیگران نیاز و علاقه ندارد. تنها نکته‌ای که مهم است این است که «تعامل اجتماعی برای این افراد، گرانقمیت است» و ترجیح می‌دهند این منبع ارزشمند انرژی گرانقیمت را به هر دلیلی و برای هر کسی و در هر موقعیتی هزینه نکنند.

ادامه نوشته

خطر، پشت درِ خانه من و توست

 مهران صادقیان؛ گاهی احساس گرسنگی و ضعف مفرط می‌کنی، فرقی نمی‌کند که در خیابان باشی یا در محل کار، در بیابان و ماشین... و.... و یا در کوچه و بازار.... 

جیب‌هایت را می‌گردی و کیف همراهت را... اگر تکه نان خشکی.. یا چیزی بیابی، نجاتت می‌دهد، آرام می‌شوی.... 

دیگر به دست فروش‌های دوره گرد، پناه نمی‌بری و بیمار نمی‌گردی... از گرسنگی‌‌ رها می‌شوی، تا به خانه امن و خانواده خویش برسی و غذایی ساده ولی ایمن بدست آوری و التهاب و بی‌قراری تو نیز پایان یابد...

در زندگی روزمره نیز چنین است، گاهی دلشور‌ها و حسرت‌ها، نا‌امیدی و خشم و... به جانت می‌افتد... که برای ساعاتی کوتاه، ر‌هایت نمی‌کند... 

فرقی نمی‌کند که جوان باشی، یا کهنسال... مرد یا زن.... پس دل خوشی‌های کوچکی باید، تا ساعات ناامیدی و حسرت و بیقراری را به سلامت بگذرانی و ساعات آرامش تو نیز فرا رسد و به خنیاگران دوره گردی که مرگ می‌فروشند و زندگی به تاراج می‌دهند، پناه نبری...

در تربیت کودک و نوجوان امروز نیز چنین است... پس این دل خوشی‌های کوچک را از روزهای قبل، بایستی در سراپرده ذهن و روان کودک و نوجوان امروز و پدران و مادران فردا، آماده ساخت... 

این،‌‌ همان مهارت زندگیست... 

پدر و مادر باشیم یا معلم و مربی، رئیس باشیم یا مرئوس... جناح و حزب ما بر اریکه قدرت باشد یا نباشد... بیاییم، با خدای خود و وجدان خویشتن پیمانی از سرصدق استوار کنیم و جهادی ملّی در آموختن مهارت‌های زندگی به نسل آینده را آغاز نماییم... 

مهارت‌هایی هم چون: عبور از بحران و زندگی در بحران... توکل و رضایت قلبی به مشیّت الهی، یافتن دل خوشی‌های کوچک و پناهگاه امن برای لحظه‌های بیقراری و انس و مهربانی وتمرین باهم بودن و حمایت سایرین، مدیریّت عواطف و احساسات و... 

غم تو... غم من است و بحران یک منطقه، عذاب یک مملکت... چرا که همه در یک کشتی نشسته‌ایم و به هم زنجیریم و سرنوشت ما به هم پیوسته....
 
تردید نکنیم که: 
اگر در گوشه‌ای از این عالم خاکی، مگسی، بال بر هم زند
در گوشه دیگر از این دنیا، طوفان خواهد شد...

خطر، پشت درِ خانه من و توست... بی‌تردید

حلب، زندگی زیر آتش و خمپاره

در حالیکه نیروهای کرد و ارتش سوریه به تدریج به سمت تصرف کامل "حلب" پیش می روند خبرگزاری اسپوتنیک روسیه عکس هایی از زندگی مردم این منطقه زیر آتش توپ و خمپاره منتشر کرده است.

 
طی روزهای گذشته منابع سوری از هلاکت ده ها تروریست در مناطق مختلف این کشور و نیز ادامه پیشروی های ارتش سوریه در حومه شرقی حلب خبر دادند.بنا به گزارشات جنگ در این منطقه با آزاد سازی کامل تپه‌های «فاعوری» و «ریمان» در حومه شرقی حلب پایان یافته و دهها تن از اعضای داعش در این مناطق به هلاکت رسیدند. در هیمن حال خبرگزاری اسپوتنیک روسیه عک هایی از زندگی مردم در این منطقه منتشر کرده است. عکس ها نشان می دهد نیروهای ارتش سوریه کنترل بخش های زیادی از حلب را به دست گرفته اند. این خبرگزاری گزارش داده مردم در این مناطق با کمبود غذا و آب زیر آتش و توپ و خمپاره رزگار خود را سپری می کنند.تصاویر/ حلب، زندگی زیر آتش و خمپارهتصاویر/ حلب، زندگی زیر آتش و خمپارهتصاویر/ حلب، زندگی زیر آتش و خمپارهتصاویر/ حلب، زندگی زیر آتش و خمپاره
ادامه نوشته

تصاویر/ کشتار 80هزار نفر در ساعت 8.15 صبح

در 6 آگوست 1945 در حالیکه هنوز ژاپن آخرین سنگر در برابر قوای متفقین را حفظ کرده بود، خبری جهان را در بهت فروبرد و چندی بعد امپراتوری ژاپن را به زانو درآورد؛ بمباران اتمی در هیروشیما.

 
 در 6 آگوست 1945 در ساعت 8 و 15 دقیقه صبح مردم هیروشیما هواپیمای جنگنده‌ای را بر فراز آسمان مشاهده کردند که مرگبارترین ماموریت تاریخ را بر عهده داشت. مردم با دیدن هواپیما و شنیدن هشدار درباره حمله هوایی به هر سو فرار می کردند که ناگهان خورشید دیگری آسمان را روشن کرد؛ این منبع نور «"پسر کوچک" بود که در فاصله 576 متری زمین انفجاری با قدرت 15 کیلو تن "تی.ان.تی" بوجود آورده بود و تا لحظه‌ای‌ بعد همه چیز را در شعاع 1 و نیم کیلومتری زمین ذوب می‌کرد.
 
در آن زمان آمریكا كه از چند سال قبل آزمایش های خود را برای دستیابی به بمب اتمی به طور مخفیانه شروع کرده بود با آگاهی از قدرت بالای تخریب این بمب ناشناخته آن را بر روی شهر هیروشیما منفجر کرد تا اولین حمله اتمی در تاریخ به فاجعه فراموش نشدنی بیانجامد.
 
"پاول وارفيلد تيبتس" خلبان بمب افكن "بی 29 انولا گای" یکی از معدود کسانی بود که از فاجعه‌ای که قرار بود بوقوع به پیوندد خبر داد و وقتی از فرودگاه نظامی آمریكایی "تینیان" در مجمع الجزایر "ماریان" واقع در اقیانوس آرام به هوا برخاست می‌دانست بمبی که به همراه دارد هیروشیما را با خاک یکسان خواهد کرد. 
 
در این روز تابستانی بسیاری از مردم شهرهای نزدیك به هیروشیما آمده بودند تا به پاكسازی ویرانی های ناشی از بمباران چند روز پیش بپردازند. جمعیت شهر در آن روز حدود 350000 نفر تخمین زده می شد و با این كه تابستان بود و دانشگاه ها و مدارس تعطیل بودند، اما هیچ یك از دانشجویان یا دانش آموزان به تعطیلات نرفته بودند.
 
خلبان تیبتس پس از رهاكردن بمب اتمی به سرعت از محل دور شد و از فاصله ای دور از لحظه انفجار عكس گرفت و به پایگاه خود بازگشت.
 
این انفجار بزرگ دو سوم ساختمان‌های هیروشیما از جمله کارخانه‌های فولادسازی و صنعتی چون "میتسوبیشی" را ویران کرد و تنها چیزی که از شهر باقی‌ گذاشت ساختمان تالار ترویج صنعتی استانی هیروشیما بود که انفجار، بالای گنبد آن رخ داده بود و به خاطر قرار گرفتن در کانون مرکزی انفجار، کاملاً ویران نشد.
 
در این انفجار 80 هزار نفر از مردم هیروشیما در همان لحظه وقوع جان خود را از دست دادند و 70 هزار نفر مجروح شدند كه اغلب آنها نیز اندكی بعد جان خود را از دست دادند.
 
این تلفات جدا از هزاران انسانی است كه ماه ها و سال های بعد به دلیل تاثیر مواد رادیواكتیو در اثر ابتلا به بیماری سرطان و دیگر بیماری ها جان خود را از دست دادند. تا سال ها بعد نیز در اثر تشعشعات هسته‌ای هزاران كودك ناقص الخلقه متولد شدند كه سال‌های زندگی را با رنج و درد به پایان رساندند. 
 
عکس های زیر روایتی از مراحل ساخت بمب اتمی موسوم به "پسر کوچک"، پرواز هواپیمای حامل بمب تا لحظه انفجار و ویرانه‌های پس از آن را به تصویر می‌کشد. در این مجموعه عکسایی از "شونکیچی کیکوچی"، "وینر میلر" و نیز دو عکسی که خود پاول وارفيلد تيبتس خلبان جنگنده پس از انفجار گرفته را می‌بینید.(تصاویر) کشتار 80هزار نفر در ساعت 8.15 دقیقه(تصاویر) کشتار 80هزار نفر در ساعت 8.15 دقیقه(تصاویر) کشتار 80هزار نفر در ساعت 8.15 دقیقه(تصاویر) کشتار 80هزار نفر در ساعت 8.15 دقیقه(تصاویر) کشتار 80هزار نفر در ساعت 8.15 دقیقه(تصاویر) کشتار 80هزار نفر در ساعت 8.15 دقیقه
ادامه نوشته

تصاویر/ عکاسی از ارواح

در دهه های نخستین اختراع دوربین عکاسی و پیدایش فن عکاسی ناآگاهی عمومی درباره این پدیده جدید یکی از جنجالی‌ترین روش های عکاسی در تاریخ این هنر را رقم زد. به گزارش فرادید، عکاسی از ارواح در دهه 1860 برای چندین سال ذهن مردم امریکا را به خود مشغول کرد. در آتلیه‌های عکاسی ارواح در حالی که ظاهرا فقط یک دوربین و عکاس حضور داشتند عکس هایی گرفته می شد که همه را به حیرت وا می‌داشت؛ حضور یک روح سرگردان کنار سوژه عکس. آن روزها اگرچه محققان و عکاسان بسیاری نسبت به این پدیده با دیده تردید نگاه می کردند و معتقد بودند این عکاس است که با خلق تصاویر مجعول بیننده را فریب می‌دهد اما دهه ها گذشت تا راز این عکس ها برملاشد. از «ويليام موملر» به عنوان اولین عکاسی نام می برند که احتمالا به شکل تصادفی اولین عکس ارواح را ظاهر کرد. او که پیشتر به عنوان يك قلم‌زن و حكاك در جواهري کار می کرد در اوقات فراغت به آتليه‌اي به نام واشنگتن می رفت تا عکاسی کند؛ جایی که او ادعا کرد اولین عکس از یک روح را گرفته است. به ادعای او روح دخترعمه‌اش که 12 سال قبل از دنیا رفته بود در لحظه ظهور یک عکس در آن ظاهر شده است. او حتی مدعی شد وقتي جلوی دوربین نشسته دستش شروع به لرزیدن کرده است. ادعای موملر به سرعت او را به شهرت رساند و مشتریان آتلیه‌اش را چندین برابر کرد. ثروتی که این عکاس با ابتکار خود به دست آورد عکاسان دیگر را نیز به این فکر انداخت که سر از راز او درآورند و مشتریان خود را بیشتر کنند و رفته رفته عکاسی از ارواح به يك فرم عکاسی بدل شد. اما رازی که موملر و دیگر عکاسان کشف کردند چندان پیچیده نبود واقعیت آن است که در آن زمان که عکس ها بر روی صفحات شیشه ای ظاهر می شد عکاس ابتدا تصویر دلخواه خود را روی شیشه می انداخت و سپس همان شیشه را برای ظهور عکس مشتری به کار می‌برد. در میان عکاسان ارواح جز موملر یک عکاس دیگر نیز وجود داشت که در سال 1900 با عکاسی خلاقانه از ارواح به شهرت رسید. او "ويليام هوپ" نام داشت كه مدعي شد در آتلیه خود بيش از 2500 عكس از ارواح انداخته است. عکس های او که تعدادی از آنها را در زیر می بینید اوج پیشرفت این سبک عکاسی در ابتدای تاریخ این هنر بوده استتصاویر/ عکاسی از ارواح.

ادامه نوشته

سلیمان قنبری

3rs8_img_20151201_094846.jpg

8li3_img_۲۰۱۵۱۲۰۴_۲۱۰۰۵۴.jpg

8bvw_screenshot_۲۰۱۵-۱۱-۲۱-۱۲-۳۳-۲۰.png

2cdj_۲۰۱۶۰۱۲۲_۱۲۳۵۳۹.jpg

6nj_۲۰۱۶۰۱۲۲_۱۲۳۶۳۰.jpg

تصاویر سلیمان قنبری

yvki_۲۰۱۶۰۱۲۲_۱۱۲۸۱۵.jpg

10 نکته مهم در مورد پاها

مراقب خشکی شدید پوست و زخم های مچ پا که بهبود نمی یابند باشید. این علائم ممکن است به واسطه دیابت پنهان و تشخیص داده نشده ایجاد شده باشند چون گلوکز زیاد در خون تولید چربی و عرق در پوست را کاهش میدهد.

10 نکته مهم در مورد پاهااکثر ما از پاهایمان برای کارهای روزمره زیاد استفاده میکنیم و به شدت به آنها نیاز داریم اما به سلامت آن چندان توجهی نداریم. اکنون زمان آن رسیده است که توجه بیشتری به پای خود داشته باشید. 

پودیاتری یا تخصص پا Podiatry است که برخی از فرهنگ های لعت آن را در فارسی پاپزشکی ترجمه کرده اند. این تخصص همان طور که از نامش پیداست، علمی است که در مورد بررسی، تشخیص و درمان مشکلات پا بحث می‌کند.

با ما همراه باشید و از توصیه های مهم پودیاتری بهره ببرید: 
 
پا برهنه وارد کابین دوش های اماکن عمومی نشوید 

 
شاید این توصیه را قبلا شنیده باشید اما باید آن را جدی بگیرید: کیسی آن پیدیچ، پزشک متخصص Big Apple Foot & Ankle Care در نیویورک میگوید: محل دوش گرفتن در باشگاهها محل مناسبی برای گسترش و انتقال قارچهایی است که موجب بیماری "پای ورزشکاران" میشود بنابراین حتما از دمپایی استفاده کنید. 

در هنگام خشک کردن پا نیز دقت زیادی به خرج بدهید و حوله را بین انگشتان پنجه پا نیز بکشید. در صورتی که تصمیم به مانیکور دارید بهتر است در ابتدای روز که احتمالا همه جا در تمیز ترین حالت خود قرار دارد این کار را انجام دهید. 
 
پا می تواند وضعیت سلامتی تان را نشان دهد 
ادامه نوشته

خاطرات جالب دختر آلمانی از سفر به ایران

نوشیدن ۳۹۰ لیوان چای و گرفتن ۲۸ هدیه در عرض ۵۹ روز اقامت در ایران. رفتن به مهمانی در ساعت ۱۰ شب و خوردن شام در ساعت یک بامداد.
نویسنده کتاب They would rock روز شنبه ۱۷ ژانویه در کتاب‌فروشی فروغ در شهر کلن آلمان کتاب‌خوانی داشت. به همین بهانه با او درباره کتابش و خاطراتش از سفر به ایران گفت‌وگو کردیم.
 
 دویچه وله در ادامه نوشت: نوشیدن ۳۹۰ لیوان چای و گرفتن ۲۸ هدیه در عرض ۵۹ روز اقامت در ایران. رفتن به مهمانی در ساعت ۱۰ شب و خوردن شام در ساعت یک بامداد. خیابان‌هایی که پر از "علی شوماخر" هستند و راه رفتن در آنها به مهارت خاصی نیاز دارد. اینها عجیب‌ترین مشاهدات یک آلمانی در سفرش به ایران هستند.
 
هلنا هنِکن مشاور ارتباطات و متخصص آموزش خلاق در هامبورگ زندگی می‌کند. او اما در کنار شغلش سرگرمی دیگری نیز دارد: جهانگردی. از آمریکای لاتین: آرژانتین، کلمبیا، شیلی، بولیوی، کوبا، اکوادور، پرو، تا آسیا: بوتان، اندونزی، قرقیزستان، ازبکستان، هند، هنگ‌کنگ و آفریقا: تانزانیا و مراکش.
خاطرات جالب دختر آلمانی از سفر به ایران
 
خودش می‌گوید: «هر بار به ایران فکر می‌کردم این لغات در سرم می‌چرخید: مناقشه اتمی، محور شرارت، کشوری خطرناک به خصوص برای زنان که اصلا نباید تنها به آنجا سفر کرد.»
 
اما در سال ۲۰۱۱ در قرقیزستان با یک سوییسی آشنا می‌شود که سفری دور آسیا انجام داده بوده. او از ایران و مردمش برای هلنا بسیار تعریف می‌کند و هلنا کم‌کم علاقه‌مند می‌شود که ایران را ببیند.
 
او می‌گوید: «قبل از سفر خیلی‌ها از من می‌پرسیدند چطور می‌خواهی به کشوری بروی که در آنجا مجبور هستی روسری سرت کنی. من در این باره خیلی فکر کردم و با خیلی‌ها حرف زدم و در نهایت تصمیم گرفتم دو ماه روسری سر کنم تا بتوانم با مردم ایران از نزدیک آشنا شوم.»
 
هلنا هنِکن در سال ۲۰۱۳ به ایران می‌رود، زمستان ۱۳۹۱ و بهار ۹۲ را در ایران بوده، ۵۹ روز. با آنکه قبل از ایران به کشورهای بسیار دیگری سفر کرده اما درباره هیچیک کتاب ننوشته است به جز درباره ایران.
 
او می‌گوید: «من به ایران نرفتم برای این که کتاب بنویسم یعنی از قبل چنین تصمیمی نگرفته بودم. در طول سفر، خاطرات روزانه‌ام را می‌نوشتم. همچنین ایمیل‌‌های زیادی برای دوستانم می‌فرستادم درباره چیزهایی که می‌دیدم و آنها کاملا از توضیحات من متعجب می‌شدند و می‌گفتند که تصور و انتظار دیگری از ایران داشتند. من هم به این دلیل و هم به دلیل تاثیراتی که از مردم ایران و کسانی که با آنها در ایران آشنا شده بودم، کم کم تصمیم گرفتم کتاب بنویسم.»
ادامه نوشته

شغل آینده فرزندان و اشتباه فراگیر پدر و مادرها

تحت تأثیر همین القائات -به علاوه رؤیاپردازی های کودکانه- است که از هر دانش آموزی بپرسی که می خواهی چه کاره شوی، فوراً شغل آینده اش را می گوید و اتفاقاً هم اکثرشان می خواهند پزشک شوند (با تعیین تخصص)، یا مهندس، یا معلم یا خلبان.جعفر محمدی - بسیاری از پدر و مادرها، رؤیاهای محقق نشده خود را در آینده فرزندان شان جست و جو می کنند. خیلی ها هم معتقدند که چشم انداز زندگی بزرگسالی فرزندان شان را باید از دوران کودکی برایشان ترسیم کرد تا "بچه، هدف داشته باشد."

به همین دلیل است که خیلی از پدر و مادرها، شغل آینده فرزندان خود را تعیین و به وی ابلاغ می کنند! 
این ابلاغ می تواند مستقیم باشد: تو باید پزشک شوی... مهندس که بشوی باید خانه جدیدمان خودت درست کنی... آرزو دارم تو هم مانند عمویت خلبان خوبی بشوی... .
یا غیر مستقیم: می بینی پزشک ها چقدر خوب پول در می آورند؟... همیشه آرزو داشتم یک خلبان بشوم ولی نتوانستم ... خوش به حال همسایه! پسرش توانست در آزمون وکالت قبول شود... .

تحت تأثیر همین القائات -به علاوه رؤیاپردازی های کودکانه- است که از هر دانش آموزی بپرسی که می خواهی چه کاره شوی، فوراً شغل آینده اش را می گوید و اتفاقاً هم اکثرشان می خواهند پزشک شوند (با تعیین تخصص)، یا مهندس، یا معلم یا خلبان.

و بدین ترتیب سال های کودکی و نوجوانی در رؤیای شغلی سپری می شود که هیچ دورنمای مشخصی برای رسیدن به آن وجود ندارد.
فراتر از دورنما، اساساً هیچ تضمینی وجود ندارد که آنچه تحت عنوان شغل آینده در ذهن فرزندان بارگذاری می شود، با مختصات فکری، ذهنی، جسمی و علایق فردی آنها در آینده همخوانی خواهد داشت یا خیر؛ و نیز مشخص نیست که آیا شرایط لازم برای رسیدن به آن هدف، محقق خواهد شد؟ 

در واقع بزرگ ترها و مشخصاً پدر و مادرها رؤیایی را در ذهن فرزندان شان می کارند که به احتمال قوی محقق نمی شود که اگر قرار بود محقق شود، به جز اندکی، همه بزرگسالان امروز - کودکان دیروز - یا پزشک بودند یا مهندس، یا خلبان یا معلم!

واقعیت این است که تعیین یک شغل مشخص در ذهن کودکان و نوجوانان، آنان را از فرصت های زیادی که می توانند بدانها بیندیشند و در آینده انتخاب کنند، باز می دارد. تعیین شغل آینده فرد در کودکی، در واقع یک "تله ذهنی" ایجاد می کند و فرد در آن می ماند.

خانم تیناسیلیگ، از مدرسان حوزه کارآفرینی دانشگاه استنفورد آمریکا در این باره می گوید: القائات بزرگ ترها درباره شغل و رشته تحصیلی فرزندان، خط مشی ذهنی او را تشکیل می دهند و یک گره روانی را در مغز آنان ایجاد می کنند تا فرد نتواند در خصوص رشته یا شغل، جهت درست را انتخاب کند.* 

آینده، سرشار از موقعیت های جدیدی است که هیچ کدام از ما خبری در آنها نداریم. وقتی تمام آینده فرزندمان را در یک تله ذهنی متوقف می کنیم در واقع او را از موقعیت ها و فرصت های زیادی که در زندگی هر فرد پیش می آید محروم می کنیم، بدین گونه که او به گزینه های دیگر فکر نمی کند یا اگر هم فکر کند، با احساس کدورت است. همچنین کودک، نوجوان و جوانی که گرفتار یک تله ذهنی است و تمام زندگی و رؤیاهایش حول یک شغل یا رشته تحصیلی خاص می چرخد، به احتمال قوی، فرصت های زیادی را از زندگی اش خط می زند.

ادامه نوشته

سه نکته برای این که در خارج از ایران زندانی یا اعدام نشویم

86 ایرانی تنها در کشور مالزی در انتظار اعدام هستند. این ، سوای ایرانیان دیگری است که در سایر نقاط جهان به ویژه  آذربایجان، ژاپن، امارات و ترکیه به زندان افتاده و برخی نیز محکوم به اعدام شده اند. گفته می شود تعداد ایرانیان زندانی در خارج از کشور ، از 3000 نفر فراتر رفته است.سه نکته برای این که در خارج از ایران زندانی یا اعدام نشویم

اتهام اغلب این افراد، حمل مواد مخدر است و واقعیت نیز این است که اکثر آنها ، این جرم را مرتکب شده اند و در این که باید مجازات شوند، تردیدی نیست. 

نکته مهمی و غم انگیز ماجرا این است که برخی از این افراد ، از سر حسن نیت و انسان دوستی و به طور ناآگاهانه مرتکب جرم نابخشودنی حمل مواد مخدر شده اند و اینک در آستانه مرگ هستند.

  یکی از مسوولان سازمان تعاون زندانیان - که برای بهبود وضع اشتغال زندانیان و کمک به خانواده های آنان فعال است - می گفت که موارد متعددی بوده که افراد در فرودگاه بار دیگران را حمل کرده و به دام افتاده اند.
این نوشتار ، هشداری است به همه ما که ممکن است روزی از سر انسان دوستی ، بی آن که مرتکب جرمی شده باشیم ، درگیر زندان و حتی اعدام شویم. ناگفته نماند که آنچه ذکر می شود مختص پروازهای بین المللی نیست بلکه در پروازهای داخلی هم باید مورد توجه باشد.

1 - مسافران پروازها معمولاً از ساعت ها پیش در فرودگاه حاضر می شوند و این ، فرصت مناسبی برای آشنایی مسافران و گپ و گفت های بین آنهاست. کسانی که می خواهند محموله مواد مخدر  - حتی در حد 10 گرم - را به خارج ببرند، در این مدت طعمه خود را انتخاب و با او دوست می شوند.

ما ایرانی ها ، نوعاً مردمانی هستیم که زود در رودربایستی گیر می کنیم. بنابراین وقتی کسی که ساعتی با ما همکلام شده و مثلاً با هم آب میوه ای هم خورده ایم، به ما می گوید که یکی از چمدان هایش باعث می شود اضافه بار بخورد و خواهش می کند بار او را روی بلیت ما ثبت کنند ، نمی توانیم "نه" بگوییم! غافل از این که ممکن است - حتی در حد یک درصد - داخل آن چمدان ، چند گرم ماده مخدر یا هر ماده ممنوعه دیگر وجود داشته باشد.

اگر پلیس ایران یا کشور مقصد ، آن ماده را کشف کرد، چون بار به اسم ما ثبت شده ، ما درگیرش خواهیم بود و او ، هیچ مسوولیتی را بر عهده نخواهد گرفت. اما اگر کسی متوجه نشد ، در آن سوی گیت های فرودگاه مقصد ، در حالی که در دل به ساده لوحی ما می خندد ، بارش را تحویل می گیرد و خداحافظی می کند.

یادمان باشد که قاچاقچیان مواد مخدر ، مانند آنچه در فیلم های سینمایی نشان داده می شوند، آدم هایی با قیافه های ترسناک و صداهای نخراشیده و احیاناً دارای جای زخمی در صورت نیستند. آنها می توانند افرادی کاملاً باکلاس ، مؤدب و مهربان باشند که با سر و وضعی مرتب در فرودگاه نشسته اند و می گویند که شرکتی در مالزی دارند و در کار آی تی هستند یا در لندن تدریس می کنند.

اگر کسی در فرودگاه از شما خواست مسوولیت بارش را به عهده بگیرید ، با یادآوری خطری که ممکن است زندگی تان به کلی به فنا بدهد، قاطعانه "نه" بگویید. بگذارید کسی که چنین انتظاری بی جایی از شما دارد ، از دست تان ناراحت شود.
جملاتی مانند "نگران نباشید، هزینه اضافه بار زیاد نیست" یا "با متصدی کانتر صحبت کنید شاید جریمه تان نکند" ، "عذر می خواهم ولی من به خودم قول داده ام بار دیگری را قبول نکنم و نمی خواهم قولم را بشکنم" و البته کلمه "نه" به تنهایی ، می توانند جان تان را نجات دهند.

2 - گذشته از افرادی که همسفرتان هستند ، گاهی اوقات افرادی که خودشان سفر نمی کنند ، به کسانی که در صف سالن ترانزیت هستند مراجعه می کنند و می گویند: ببخشید! آیا ممکن است این کتاب را هم با خودتان ببرید؟ دخترم یا پسرم در آنجا دانشجوست و در فرودگاه این کتاب را از شما خواهد گرفت.

خیلی ها ممکن است کتاب یا هر بسته کوچک دیگری را بپذیرند ، با این نیت که کمکی به هموطن شان کرده باشند و ای بسا دوستی در آنجا بیابند.

یادتان باشد که شما هیچ تعهد قانونی ، شرعی و حتی اخلاقی برای این کار ندارید. آنها می توانند بسته هایشان را پست کنند. هزینه پست یک کتاب به خارج، گاهی اوقات کمتر از هزینه ایاب و ذهاب افراد به فرودگاه است.
شما از کجا مطمئن هستید که داخل جلد کتاب چند گرم مواد مخدر صنعتی به طرز ماهرانه ای جاسازی نشده است؟ از کجا می دانید که در متن کتاب ، کدهای یک اقدام تروریستی وجود ندارد؟ از کجا می دانید که در بسته ای که حمل می کنید ماده ای وجود ندارد که ممکن است در ایران آزاد باشد ولی در کشور مقصد ممنوع؟!
"عذر می خواهم" ؛ این تنها جمله ای است که باید بگویید و به کار خودتان مشغول شوید. شما دو عمر ندارید که یکی را برای خودتان داشته باشید و دیگری را برای دیگران به زندان یا بالای چوبه دار ببرید.

3 - در فرودگاه با دقت تمام مواظب چمدان هایتان باشید تا کسی با چمدان های مشابه جابجا نکند یا داخل شان چیزی نگذارد یا چیزی بدانها نیاویزد و الصاق نکند.مواظب همراهان تان هم باشید. ممکن است به بهانه بازی با فرزندتان ، چیزی درون لباس یا کیف یا عروسک او بگذارند و آن طرف ، بردارند. ازکسانی که برای نفع شخصی شان حاضرند افراد بی گناه را به "چوبه دار در غربت" بسپارند، هیچ کاری بعید نیست، حتی کارهایی که به عقل جن هم نمی رسد. 
این خود شما هستید که باید مواظب خودتان و همراهان تان باشید. 

ایران در 11 سال بعد ...

جعفر محمدی - "ایران در سال 1404 باید قدرت اقتصادی اول منطقه باشد." ایران را سند چشم انداز ایران در 1404 می گوید که مهم ترین سند قانونی ایران بعد از قانون اساسی است.

تنها 11 سال تا 1404 باقی است و این در حالی است که:
- تورم برغم کنترل نسبی آن در یک و نیم سال گذشته ، همچنان بالاست،
- اقتصاد ملی یک رکود فراگیر را تجربه می کند،
- نرخ بیکاری دو رقمی است،
- هزاران پروژه نیمه کاره مانند وزنه هایی بر پای اقتصاد، آن را از حرکت باز می دارند، 
- هزاران واحد صنعتی تعطیل هستند یا با ظرفیت حداقلی کار می کنند، 
- موانع ایجاد کسب و کارهای جدید، هفت خان رستم را تداعی می کنند، 
- خروج سرمایه ها از کشور، یک اپیدمی شده و در مقابل، جذب سرمایه های خارجی، به ندرت اتفاق می افتد،
- میزان مصرف انرژی در داخل رو به تزاید است و دور نیست روزی که میزان تولید نفت و گاز ایران با میزان مصرف آن یکسان و سپس ایران به وارد کننده نفت و گاز تبدیل شود، 
- تحریم ها همچنان اقتصاد ایران را تحت فشار قرار داده اند،
- رقبای منطقه ای ایران نیز به سرعت در مسیر توسعه قرار دارند و از جمله قطر در میدان مشترک گازی پارس جنوبی چند برابر ایران بردداشت می کند و ... .در چنین وضعیتی، که اصولاً باید یک نگرانی عمومی به ویژه در سطح نمایندگان مجلس و دولتمردان درباره روند کُند توسعه کشور شکل بگیرد -و البته با امید به آینده همراه باشد- شاهد آن هستیم که بحث های بیهوده شعاری و جناحی که با عرض معذرت بیشتر به حرف های "خاله زنکی" می مانند جای مباحث حیاتی کشور را گرفته اند. این مانند آن است که ملوانان یک کشتی که آسیب های متعددی بر بدنه اش وارد شده، به جای اصلاح آن برای جلوگیری از خطرات آتی، با یکدیگر سر این که اتاق شان چه رنگی باشد و چه کسی شب ها روی کدام تخت بخوابد، دعوای دائمی داشته باشند!ایران در 11 سال بعد ...

ادامه نوشته

بابااحمدي (بامدي)

 

بابااحمدي (بامدي)... دوركي ... هفت لنگ

زير شاخه هاي طايفه بابااحمدي عبارتند از:

سراج الدين – برام . كوهي . احمدفخرالدين . اديوي (عديوي) .

 درويش آدمي

كشكي _ اولاد كريم . رحيم . بابا . شنبه . القاص . كاظمي

 

بابااحمدي در ميان بختياري بدليل درشتي جثه مردان و زورمندي و نيز پرمو بودن اندام آنها به بامدي خرس شهرت داشته و دارند .

هر كدام ازدو تيره بزرگ سراج الدين و كشكي كلانتر مستقل داشته اند . تيره سراج الدين ، آنجف با حكم اولاد ايلخاني و تيره كشكي ، آستار با حكم اولاد حاجي ايلخاني

 

گرمسير – زيلائي در حومه مسجدسليمان . قلعه خواجه . هاركله . انديكا . بنه وار . تنگ بابااحمد لالي . برما و عقيلي در شهرستان شوشتر

 

سردسير _ گوكون حومه خونسار . چلگرد و ديمه

 

(تصاویر) رنج مهاجران پیاده در سرمای اروپا

به گزارش فرادید، با فرا رسیدن فصل زمستان و در حالی که مقامات اروپایی بارها در اظهارات خود با پذیرش پناهجویان بیشتر مخالفت کرده‌اند، همچنان سیل ورود پناهجویان به قاره اروپا ادامه دارد.
 
کشورهای اروپایی از جمله سوئد و آلمان که پیش تر از ورود پناهجویان استقبال می‌کردند نیز تحت فشارهای داخلی گروه‌های سیاسی و کمبود شدید امکانات اسکان پناهجویان در سرمای زمستان با تبلیغات بسیار در رسانه ها تلاش دارند مانع سفر شمار بیشتری از پناهجویان به کشورهای خود شوند. 
 
اما از سوی دیگر ادامه جنگ و درگیری در کشورهای سوریه و عراق و دشواری‌های پیش روی آوارگان این جنگ در کشورهای همسایه از جمله در ترکیه و کشورهای منطقه شمال آفریقا، موجب می‌شود تا همچنان روزانه هزاران نفر جان خود را به خطر بیاندازند و سفر دشوار به اروپا را برای داشتن زندگی بهتر آغاز کنند.
 
کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد اعلام کرده است که با وجود برف و باران، تنها در سه روز گذشته در حدود 2 هزار پناهجو وارد صربستان شدند. در هیمن حال خبرگزاری رویترز نیز در گزارشی وضعیت اسفبار پناهجویانی که با عبور از خاک مقدونیه وارد صربستان می‌شوند را به تصویر کشیده است. در این گزارش پناهجویان با پای پیاده مجبوراند در سرمای طاقت فرسای مقدونیه حرکت کنند در حالیکه بعضی از آنها کوکدکی نیز در بغل دارند.تصاویر/ رنج سفر پناهجویان در سرمای اروپا

ایرانیان در معرض سرطان ناشی از آلودگی هوا

رییس مرکز تحقیقات آلودگی هوا پژوهشکده محیط زیست دانشگاه علوم پزشکی تهران آلودگی هوا را هفتمین عامل خطر برای سلامت انسان دانست و گفت: این در حالی است که در سال‌های گذشته این عامل جزو 10 عامل خطر آفرین برای سلامت انسان محسوب می‌شد. 
 
به گزارش جام جم آنلاین، دکتر ندافی در میزگرد تخصصی چهارمین همایش ملی مدیریت آلودگی هوا و صدا با اشاره به پیشرفت‌های بشر در زمینه شناسایی عوامل محیطی موثر در بروز بیماری‌ها افزود: شناخت بشر در این زمینه از حد اثرات عوامل محیطی بر روی سلول و ژن و اثرات آن بر روی ارگانیزم‌های بدن فراتر رفته و در این حوزه هیچ ابهامی وجود ندارد. 
 
وی با اشاره به مطالعات جهانی بر روی اثرات آلودگی‌های هوا بر روی سلامت انسان، اظهار داشت: جدیدترین یافته‌های محققان که در قالب بیانیه سازمان ملل منتشر شده حاکی از «سرطان زا بودن آلودگی‌ هوا و ریزگردها» است. 
 
ندافی، با تاکید بر این که در حال حاضر 35 میلیون نفر از جمعیت کشور در مناطقی با آلودگی هوا و ذرات معلق به عنوان مهمترین منبع آلودگی زندگی می‌کنند، ادامه داد: از این رو هر اقدامی که در زمینه رفع آلودگی هوا صورت گیرد اثرات آن قشر عظیمی از جامعه را در بر خواهد گرفت. 
 
رییس مرکز تحقیقات آلودگی هوا همچنین خاطرنشان کرد: بر اساس اعلام سازمان بهداشت جهانی آلودگی هوا هفتمین عامل خطر برای سلامت انسان اعلام شده که از این رو لازم است وزارت بهداشت به این حوزه ورود جدی داشته باشد. 
 
وی، محاسبه میزان بار بیماری‌ها را بر اساس نرم افزار خاصی در این حوزه دانست و توضیح داد: این نرم افزار بر اساس اطلاعات سایر کشورها تدوین شده است ولی ما برای استفاده از آن می‌توانیم اطلاعات بومی چون آلودگی هوا و مرگ و میر پایه کشور را وارد کنیم. 
 
ندافی با اشاره به برخی از انتقادات در خصوص میزان اعتبار و دقت داده‌های این نرم افزار و تفاوت در آمارهای ارائه شده از طریق این نرم افزار، خاطر نشان کرد: در صورتی که از این نرم افزار به طور صحیح استفاده شود دقت داده‌های آن زیاد است. 
 
رییس مرکز تحقیقات آلودگی هوا با تاکید بر این که آمار مرگ و میرهای ناشی از آلودگی هوا با استفاده از آمار بهشت زهرا صحیح نیست، افزود: از آنجایی که عوامل دیگری چون آنفلوآنزا را در کشور داریم از این رو تکیه بر آمار بهشت زهرا برای برآورد میزان مرگ و میر ناشی از آلودگی هوا صحیح نیست. 

چرا زنان شیشه ماری جوانا وگل می کشند

 
 - رییس‌کل پیشگیری و درمان اعتیاد سازمان بهزیستی همچنین به مخدر خطرناک دیگری به نام بُنزای اشاره کرد و گفت: وجود این مخدر در ترکیه بیداد می‌کند و از آن‌جایی که ترکیه کشوری در نزدیکی ماست ممکن است که این مواد به داخل ایران راه پیدا کند که باید حتما جلوی آن گرفته شود. البته ممکن است تا به حال این مواد وارد ایران شده باشد. ما این مشکل را در مورد مخدر گُل نیز داشتیم. پیش از ورود این ماده به ایران و در اختیار مردم قرار گرفتن آن، بسیاری از مسئولان و افراد وارد شدن آن به کشور را انکار می‌کردند. در حالی که این ماده به دست توزیع‌کنندگان و مردم رسیده بود. 

چرا زنان شیشه، ماری‌جوانا و گُل می‌کشند؟
اعتیاد در میان زنان ایرانی افزایش پیدا کرده است. این خبر جدید نیست. نزدیک به یک‌سال است که هشدارها در این باره بیشتر شده است. خصوصا که بنابرآمار منتشرشده در سال 93 تعداد 279 زن معتاد جانشان را از دست دادند؛ که این تعداد نسبت به سال 92، چیزی در حدود 33 درصد افزایش داشت. آنچه که در میان آمار و ارقام بیش از همه مسئولان را نگران کرده، کشیده‌شدن زنان به سمت مخدرهایی صنعتی مانند شیشه است. به تازگی مسئولین حوزه مواد مخدر گفته‌اند برگ جدیدِ اعتیاد زنان بالارفتن میزان مصرف مخدر گُل یا حشیش صنعتی است. 

به گفته کارشناسان، هرچند که این روزها اعتیاد زنان رو به افزایش دارد، اما در گذشته نیز نیز زنان زیادی معتاد می‌شدند. اما تفاوت اعتیاد زنانه در قدیم و حال تفاوت در نوع مواد مصرفی، میزان آن و رده سنی اعتیاد است. اگر زمانی برخی از زنان ایرانی در کنار شوهرانشان به کشیدن تریاک مشغول بودند، حال دختران نوجوان ایرانی در محیط‌هایی غیر از خانواده اولین‌بارِ‌ مصرف مخدر را با مخدرهایی مانند شیشه، ماری‌جووانا و علف تجربه می‌کنند. 

بنابر آمار رسمی، زنان به طور کلی 10 درصد از معتادان کشور را تشکیل می‌دهند. این 10 درصد بیش از همه حدِفاصل 20 تا 36 سالگی قرار دارد، اما سن خطر برای شروع مصرف مخدر در میان زنان 15 تا 19 سال است. جدای از این آمار، بسیاری معتقدند میزان اعتیاد زنان تا بخش زیادی پنهان است. چرا که اعتیاد زنان ممکن است به دلایل متفاوت اجتماعی و فرهنگی چندان مشخص شود. 

چرا زنان شیشه، ماری‌جوانا و گُل می‌کشند؟

گذشته از هر نوع آمار و ارقام رسمی و غیررسمی، مسئولان و پژوهشگران به‌دنبال دلایل واقعی روند صعودی مصرف مواد مخدر در میان زنان هستند. دکتر فرید براتی - رییس‌کل پیشگیری و درمان اعتیاد سازمان بهزیستی- در گفتگو با فرارو از دلایل روانی مصرف مواد مخدر در میان زنان ایرانی سخن می‌گوید. او معتقد است تا زمانی که تعریف مشخص و درستی از زن ایرانی نداشته باشیم و نگاهمان را تغییر ندهیم، نمی‌توانم ازاعتیاد زنان پیشگیری کنیم.

فرید براتی‌سده گفت: مسلما ما با افزایش مصرف مواد مخدر در میان زنان روبرو هستیم. اما میزان آن به‌روشنی مشخص نیست. البته آمار که درباره اعتیاد زنان پیش رو داریم به دو دلیل عمده در دستمان هست. یکی از این دلایل افزایش مراکز درمان ترک اعتیاد زنان در سال‌های اخیر است. با تاسیس این مراکز تعداد زیادی از زنان معتاد به این مراکز رفتند که بخشی از آمار توسط این مراکز ترک اعتیاد روشن شد. دلیل دیگر کم‌اهمیت‌تر شدن خوردن "برچسب" یا "انگ اجتماعی" برای زنان است. اگر زمانی زنان اعتیاد را انگی از میان نرفتنی تصور می‌کردند، حال راحت‌تر درباره اعتیاد و مصرف مواد مخدر صحبت می‌کنند. 

دکتر براتی با واکاوی دلایل افزایش اعتیاد در میان زنان ادامه داد: دلایل مختلفی را می‌توان برای رشد اعتیاد زنان برشمرد. اما یکی از مهم‌ترین و اصلی‌ترین این دلایل، ابراز وجود کردن از این طریق است. از آن‌جایی که برای ابراز هویت اجتماعی زنان راهکارهای مشخصی وجود ندارد، اعتیاد می‌تواند راهی باشد که زنان خود آن را برگزینند.

وی با تشریح دلایل استفاده از مخدرهایی مانند شیشه و ماری‌جووانا در میان زنان توضیح داد: زن‌ها بیشتر سعی می‌کنند به سراغ مخدرهایی بروند که میزان اعتیادآوری آن‌ها زیاد نیست. زمانی زنان تصور می‌کردند که مخدر شیشه اعتیاد آور نیست، اما پس از مدتی اعتیاد شدید به این مواد مشخص شد. زنان از آن‌جایی که گمان می‌کردند این مواد اعتیاد نمی‌آورند و همچنین می‌توانند خواصی مانند لاغرشدن داشته باشندبیش از سایر مواد به آن‌ها تمایل نشان دادند. 

چرا زنان شیشه، ماری‌جوانا و گُل می‌کشند؟
سلامت روان زنان 
براتی‌سده همچنین به موضوع مهمی به نام سلامت روان اشاره کرده و در ادامه گفت: بحث سلامت روان زنان در امر اعتیاد بسیار مهم است. اگر اعتیاد زنان روند افزایشی دارد بخش مهمی از آن به مشکلات سلامتِ روان زنان بازمی‌گردد. متاسفانه مسئولان نیز صراحتا گفته‌اند که در مورد بهداشت روانی افراد در طرح تحول نظام سلامت اقدامی نمی‌توان انجام داد. سلامت روان زنان، جزو آن دسته از مواردی است که در مورد زنان نادیده گرفته شده است. از آن‌جایی که نرخ اختلالات روانی در زنان بیشتر است، می‌تواند بر مصرف مواد تاثیر زیادی بگذارد. کما اینکه تمام سیستم‌های اجتماعی و انسانی به یکدیگر مربوط‌اند. 

دکتر فرید براتی‌سده درباره نگرانی‌هایی که نسبت به استفاده زنان از ماده گُل وجود دارد و همچنین درباره این مخدر توضیح داد: در حشیش دوماده وجود دارد، که یکی از آن دو خاصیت درمانی دارد و می‌تواند اثرات ماده دیگر حشیش را که با توهم و نشئگی همراه هست کاهش دهد. در مخدر گُل(که به حشیش صنعتی معروف شده) این بخش درمانی و کاهش‌دهنده را از حشیش جدا می‌کنند که تاثیر، شدت و نشئه‌آوری آن را بسیار بیشتر از ماری‌جووانا می‌کند. هشداری که باید در رابطه با این مخدر داد اشکال جدید ورود آن به مصارف مردم است؛ در کشورهای آمریکایی و اروپایی این مواد به صورت چاشنی غذا استفاده می‌شود، که ما باید جلوی ورود این اشکال را بگیریم.

رییس‌کل پیشگیری و درمان اعتیاد سازمان بهزیستی همچنین به مخدر خطرناک دیگری به نام بُنزای اشاره کرد و گفت: وجود این مخدر در ترکیه بیداد می‌کند و از آن‌جایی که ترکیه کشوری در نزدیکی ماست ممکن است که این مواد به داخل ایران راه پیدا کند که باید حتما جلوی آن گرفته شود. البته ممکن است تا به حال این مواد وارد ایران شده باشد. ما این مشکل را در مورد مخدر گُل نیز داشتیم. پیش از ورود این ماده به ایران و در اختیار مردم قرار گرفتن آن، بسیاری از مسئولان و افراد وارد شدن آن به کشور را انکار می‌کردند. در حالی که این ماده به دست توزیع‌کنندگان و مردم رسیده بود. 

بهترین کار چیست؟

دکتر براتی در ادامه تصریح کرد: ما باید در زمینه مواد مخدر بسیار قوی‌تر و به روزتر عمل کنیم. دو عامل آگاه‌سازی و پیشگیری در این زمینه بسیار موثر است. پیش از ورود مخدرهای جدید ما باید بتوانیم به‌سرعت آن‌ها را شناسایی کرده و نسبت به آن آگاهی ببخشیم. اقدامی که در رابطه با مخدر گُل انجام ندادیم و حالا هرگونه اقدامی نوعی مداخله سطح سوم در این رابطه است و کار از پیشگیری گذشته است. 

رییس‌کل پیشگیری و درمان اعتیاد سازمان بهزیستی در انتها گفت: متاسفانه دستگاه‌های اطلاع‌رسانی ما ضعیف است. انواع رسانه‌های ما باید دست به دست یکدیگر بدهند و درمورد مخدرها آگاهی‌بخش باشند. با ابراز تاسف باید اذعان کنم که در مدارس ما هیچ اقدامی در این زمینه صورت نمی‌گیرد و همچنین در رسانه ملی آگاهی‌بخشی موثر و مفیدی درباره این مخدرها صورت نمی‌گیرد. کمک به پیشگیری و آگاهی سازی درمورد مواد مخدر در کشور نیازمند راهکارهای جدید و قوی، است

تصاویر داعش ازابتدا تا کنون

گروه تروریستی داعش که در سال گذشته میلادی با خشونت و کشتار در عراق و سوریه موجودیت خود را اعلام کرد و مناطق مختلفی در این دو کشور را به تصرف خود در آورد از ماه‌ها قبل طی عملیات‌های مختلف نیروهای کرد و عراقی و سوری مجبور به عقب نشینی و قبول شکست شده است.
 
گروه تروریستی "داعش" که در سال 2014 میلادی پس از جداشدن از القاعده و گروه های تندروی سلفی به رهبری ابوبکر البغدادی اعلام موجودیت کرد با حمله به شهرهای مختلف عراق و سوریه تصاویر تاسفباری از خشونت و ویرانی خلق کرد.
 
داعش ابتدا فعالیت نظامی خود را در سوریه آغاز کرد و توانست بخش هایی از شمال این کشور و تقریباً سراسر استان "الرقه" را تصرف کند. این گروه همزمان با اقدام نظامی در سوریه به عراق نیز حمله کرد و موفق شد نقاطی از مرکز استان "الانبار"را نیز به کنترل خود درآورد. داعش در ادامه اقدامات نظامی خود توانست بخش هایی از موصل و تکریت و تا تابستان حدود یک سوم خاک سوریه و بخش‌های زیادی از عراق را تصرف کند. 
 
این گروه پس از گرفتن موصل بیانیهٔ تشکیل خلافت اسلامی با خلیفگی ابوبکر بغدادی را صادر کرد و فعالیت‌های حکومتی خود را با چاپ اسکناس با واحد دینار داعش و گذرنامه، درست کردن پلیس، صدور نفت، راه‌اندازی شبکهٔ تلویزیون و برگزاری گشت‌های گردشگری و وضع قوانین سختگیرانه ادامه داد.
 
در این میان حمله به شهر "سنجار" که قوم ایزدی در آن زندگی می کردند باعث کشته شدن 500 ایزدی و آواره شدن 50 هزار تن شد. همچنین حمله و محاصره شهر کردنشین کوبانیدر مرز سوریه و ترکیه نیز به باعث فرار بیش از 200هزار کرد به خاک ترکیه شد. 
 
 این گروه تروریستی از اما از ابتدای سال 2015 میلادی در نقاط مختلف سوریه و عراق زیر فشار حملات ارتش و نیروهای مردمی مجبور بهعقب نشینی شد. عملیات بزرگ نیروهای مردمی و ارتش عراق از هفته های قبل برای آزادسازی استان صلاح الدین در عراق آخرین نبرد بزرگ برای از بین بردن داعش و بیرون راندن آن از خاک عراق است. گزارش تصویری زیر مروری است بر شکل گیری داعش و وقایعی که از تولد این گروه تروریستی در منطقه تا کنون روی داده است(تصاویر) 2014، سال خیزش داعش(تصاویر) 2014، سال خیزش داعش(تصاویر) 2014، سال خیزش داعش(تصاویر) داعش(تصاویر) پرتاب از بلندی و سنگسار جوان سوری(تصاویر) دومین پیروزی بزرگ کردها مقابل داعش(تصاویر) جلاد نوجوان داعش

مدینه فاضله تندروها چگونه جایی است؟ دوزخ داعشی!

سجاد زند؛ گروهی که فقط کنترل بخشی کوچک از سوریه را در اختیار داشتند، برق آسا به عراق هجوم آوردند و در چند روز توانستند نزدیک به نیمی از خاک عراق را تصرف کنند. به دروازه های اربیل و نجف رسیدند، در آستانه بغداد بودند. این اولین شگفتی بود. شگفتی که ادامه دار بود. 

 20 خرداد ماه 93 ناگهان همه دنیا غافلگیر شد. در چند ساعت بزرگترین شهر شمال عراق سقوط کرد، در مقیاس یک زمان برای عملیات نظامی می توان  سقوط موصل را در "کسرِثانیه" دانست.  حدود 500 جنگجو گروه دولت اسلامی عراق و شام شهر سنی نشین موصل را تصرف کردند. این در حالی بود که تعداد نظامیان عراقی حاضر در شهر 20هزار نفر بودند. همه آنها میدان را خالی کردند. ترس و پول آنها را وادار کرده بود که فرار را بر قرار ترجیح دهند. 

سقوط موصل آغاز سقوط شهرهای دیگر عراق بود. شهرهای بزرگ و کوچکی که یکی پس از دیگری تسلیم داعش می شدند و این روند با سرعت تمام در جریان بود. بی شک دنیا غافلگیر شده بود. داعش تقریبا تمام مناطق سنی نشین عراق را تصرف کرد.  داعش به سمت مناطق کردنشین نیز هجوم برد. کرکوک و اربیل هدف آن ها بود. آن ها در مخمور یک قدمی اربیل مرکز کردستان عراق متوقف شدند. بخش بزرگی از کرکوک را تصرف کردند.

کنترل بخشی از میادین نفتی را به دست گرفتند و پس از رقه در استان حسکه سوریه، موصل در استان نینوای عراق را به عنوان دومین پایتخت خود انتخاب کردند. موصل شهری تاریخی، سومین شهر بزرگ عراق است که شرایط ارتباطی بسیار مناسبی را برای داعش فراهم کرد. از یک طرف به کردستان عراق، از طرف دیگر به سوریه و از سمت دیگر به کرکوک و تکریت راه دارد. 

موصل نزدیک به رود دجله است و با تصرف آن یکی از بزرگترین منابع آبی عراق نیز در اختیار داعش قرار گرفت. داعش  پیش روی در امتداد دجله را ادامه داد از جنوب تا سامرا، از شرق تا جلولا (نزدیک مرز ایران)  و از غرب تا الرمادی و فلوجه در استان الانبار پیش رفت. این پیش روی عراق را در آستانه تجزیه به سه بخش تحت کنترل کردها، داعش و شیعیان قرار داد. 

اما پیش روی داعش درهمین نقطه متوقف شد. حمایت گسترده خارجی از دولت عراق و اقلیم کردستان، کنار رفتن نوری مالکی نخست وزیر مورد انتقاد سیاسیون اهل سنت و تشکیل دولت توسط حیدر العبادی سیاستمدار میانه رو شیعه در کنار فتوای مرجعیت عراق برای مبارزه با داعش باعث شکل گیری بسیج عمومی و همبستگی گسترده خارجی و داخلی در برابر این گروه شد. 

داعش پس از سه ماه تاخت و تاز در عراق متوقف و نبرد سخت علیه این گروه وارد فاز تازه ای شد. آرام آرام بخش های از مناطق تصرف شده آزاد شدند. حملات هوایی ائتلاف علیه داعش به میادین نفتی تحت کنترل این گروه، آن ها را دچار بحران مالی کرد و از طرف دیگر با فشار سیاسی به دولت های حامی داعش (عربستان سعودی و قطر)، حمایت های آن ها نیز از این گروه به شدت کاهش یافت. 

در جبهه سوریه نیز داعش با حمله گسترده به کوبانی به جنگ کردهای سوریه رفت، برای مدتی کوبانی را تصرف کرد اما با حمایت خارجی از کردها، بسیج مردمی کردها، اعزام پیشمرگه های اقلیم کردستان  و ارسال سلاح به کوبانی، داعش در موقعیت ضعف قرار گرفت. با وجود آنکه کوبانی در تصرف آن ها بود با مقاومت کردها شهر باز پس گرفته شد و تلفات سنگینی در این نبرد به داعش وارد شد.

این اتفاقات داعش را به وضعیت امروز آن رسانده است. گروهی که در تابستان نیمی از عراق را تصرف کرده بود امروز در محاصره ارتش عراق، نیروهای مردمی (حشد الشعبی) و کردها قرار دارد و هر روز به عقب نشینی خود ادامه می دهد. 

جدای از جبهه جنگی که داعش در عراق و سوریه ایجاد کرد، در طول نه ماه گذشته این گروه اقدامات و رفتارهای کم نظیری از خود به نمایش گذاشت. 

تشکیل خلافت 
گروه تروریستی داعش پس از تسلط بر موصل اعلام کرد که نام خود را تغییر داده است و "دولت اسلامی عراق و شام" یا همان "داعش" به "دولت اسلامی" تبدیل شده است. به این ترتیب این گروه دولتی خود خوانده برپایه "خلافت" تشکیل داده. داعش ابوبکر بغدادی را به عنوان خلیفه معرفی کرد. این اقدام بی سابقه بود. تنها سال ها پیش طالبان به رهبری ملا عمر در افغانستان اعلام تشکیل امارت اسلامی کرده بود.   

داعش خلافت خود را ادامه خلافت عباسیون می داند. پرچم سیاه آن ها نیز شبیه پرچم عباسیون است.

پس از اعلام خلافت، برای اولین بار از بغدادی ویدئویی منتشر شد که طی سخنرانی در مسجد جامع نورالدین موصل خود را خلیفه مسلمانان خواند.  

جنگ تبلیغاتی
داعش از همان ابتدای حرکت خود با تمرکز بر روی فعالیت های تبلیغاتی در رسانه های مجازی، جدای از نبرد میدانی جنگ تبلیغاتی را نیز با قدرت پیش برد. فعالیت گسترده در شبکه های اجتماعی، انتشار تصاویر جنایت های این گروه فضای سنگینی از رعب و وحشت را ایجاد کرد. 

برخلاف تمام گروه های تروریستی جهان که عموما زیر بار مسئولیت جنایت های شنیع و بسیار خشونت بار نمی روند، داعش با افتخار جنایت ها را به گردن می گیرد و خود آن ها را رسانه‌ای می کند. نه طالبان، نه القاعده، نه خمرهای سرخ، نه مافیاهای خشن مکزیکی هیچکدام به این صراحت از جنایت هایشان خبر نمی دادند و مسئولیت آن را بر گردن نمی گرفتند. 

سیستم تبلیغاتی داعش بی تردید یکی از پربسامدترین اقدامات این گروه بود. اعضای این گروه توانستند در مدت زمانی بسیار کوتاه موجی از استیصال و وحشت را در میان مردمان شمال عراق پراکنده کنند، به عقیده بسیاری از تحلیلگران داعش با سوار شدن بر موج وحشت توانست در عراق پیش روی کند. 

داعش با 50 هزار حساب کاربری فعال در توئیتر که میلیون ها نفر در جهان مخاطب داشت فعالیت تبلیغاتی می کرد. هر چند بسیاری از این حساب های کاربری مسدود شده اند اما این گروه با فعالیت در شبکه های اجتماعی ناشناخه به کار تبلیغاتی خود ادامه می دهد. 

فعالیت در شبکه های اجتماعی بخشی از سیستم پروپاگاندای پیچیده این گروه است. داعش ویدئوهای حرفه ای منتشر می کند. ویدئوهایی که بسیار اثر گذارند. ویدئو آتش زدن الکساسبه خلبان اردنی یکی از نمونه های موفق این ویدئوها بود. ویدئو سربریدن مسیحیان قبطی مصر نیز نمونه ای دیگر است. 

داعش در ویدئو سربریدن گروگان های خود موقعیتی را به تصویر می کشد که شباهت بسیار زیادی به سکانس پایانی فیلم هفت دیوید فینچر دارد سکانسی که در آن کارآگاه جوان، قاتل زنجیره ای نارنجی پوش را در بیابان در گیر می اندازد. 

داعش با استفاده از پتانسیل بالای فضای مجازی، جنگ تبلیغاتی با کمترین هزینه انجام دنبال می کند. 

سخت کُشی و شکنجه
داعش گروهی است که در "سخت کشی" و شکنجه خلاقانه عمل می کند. تاریخ همیشه مملو از سخت کشی‌ها بوده است. گناهکاران و بی گناهانی که مورد غضب قرار می گرفتند و به شدیدترین شکل ممکن مجازات می شدند. 

این گروه تروریستی نیز در نه ماه اخیر دست به مجازات های رقت انگیزی زده است. مجازات هایی که با شکنجه های دردناک همراه است. از سربریدن دسته جمعی دشمنان تا زنده زنده در آتش سوزاندن. یا از بلندی به پایین پرتاب کردن. 

این گروه ادعا می کند براساس شریعت اسلامی عمل می کند. ادعایی که از سوی رهبران مسلمانان رد شده است. به گونه ای که شیخ الازهر یکی از رهبران اهل سنت مجازات "کشتن، به صلیب کشیدن یا قطع یک دست و یک پا در دو سوی مخالف" را برای اعضای داعش تعیین کرد.

خشونت عریان داعش در نحوه کشتن الکساسبه  خلبان اردنی در نوع خود بی نظیر است. 

الکساسبه زنده زنده در میان شعله های آتش سوخت. ویدئو حرفه ای آن به صورت گسترده منتشر شد. این تصاویر آنقدر تکان دهنده بود که مادر این خلبان اردنی تاب تحمل آن را نداشت و دو روز پس از انتشار آن از دنیا رفت. 

کشتار ایزدیان  در سنجار و قتل شیعیان این احتمال را تقویت کرد که داعش به دنبال پاکسازی مذهبی در شمال عراق است. 

گزارش های رسانه ها نشان می دهد شلاق زدن در ملاء عام و قطع عضو خاطیان در مناطق تحت حکومت داعش به امری عادی و روزمره بدل شده است. 

داعش چند گروگان اروپایی، آمریکایی و ژاپنی را سر برید و تصاویر آن را منتشر کرد. این گروه به امدادگران و خبرنگاران نیز رحم نمی کند. 

جهنم زنان
داعش بر خلاف دیگر گروه های تروریستی در خاورمیانه، برای زنان برنامه های مشخصی دارد. این گروه همانگونه که برای مردان جوان جذاب است برای زنان جوان نیز جذابیت دارد. گزارش هایی از پیوستن دختران نوجوان اروپایی به داعش در سوریه منتشر شده است که نگرانی های زیادی را برانگیخته است. 

آنها برای زنان راهنمای زندگی دارند. در راهنمای داعش آمده است: "ازدواج یک دختر در ۹ سالگی قانونی است. اما بسیاری از دختران در ۱۶ یا ۱۷ سالگی ازدواج می کنند." از این سن به بعد او باید در خانه و به دور از انظار عمومی باشد و از خلیفه در پشت درهای بسته حمایت کند.

در بخش دیگری از این رساله آمده زنان نباید خود را از فعالیت ها دور نگه دارند، بلکه برعکس باید تحصیل کنند، به ویژه درباره تمامی جنبه های اسلام. این راهنما، آزادی به سبک غرب را که زنان برای کار کردن از خانه خارج می شوند، رد کرده و می گوید: "زنان از ایده برابری با مردان چیزی نصیبشان نمی شود."

در این رساله از بوتیک های لباس و سالن های زیبایی به عنوان کارهای شیطانی یاد شده است. در رساله داعش از زنان کشورهای عربی درخواست شده است که به "مدینه فاضله" آن ها بپیوندند. 

تاکنون 50 زن از انگلیس به داعش پیوسته اند. زنان زیادی نیز از کشورهای عربی با این گروه همراه شده اند. داعش گروهی است که برده داری را مجاز می دانند. 

داعش در جریان پاکسازی سنجار تعدادی زیادی از زنان ایزدی را به بردگی جنسی گرفته است. این گروه تجاوز به زنان "کافر" را مجاز می شمارد. داعش زنان ایزدی را خرید و فروش می کند و از این طریق درآمد کسب می کند. 

یکی ازشاهدان که وضعیت زنان در رقه را دیده است در این باره می گوید: «برای زنان رقه، همانند زندانی بزرگ است. اگر سن آنها کمتر از 45 سال باشد، نمی‌توانند از شهر خارج شوند.»

به گفته او "شبه‌نظامیان داعش شیفته سکس هستند. برخی از آنها دو و یا حتی سه زن دارند و حتی با وجود این تلاش می‌کنند تا تعدادی "برده" از دختران ایزدی بگیرند."

داعش مهمترین نقش زنان را فرزند پروری می دانند. فرزندانی که جهادگرایان آینده این گروه باشند. این گروه رساله ای نیز در این باره منتشر کرده است که در آن تاکید شده است "منتظر نمانید تا فرزندانتان هفت ساله شوند تا تربیت "جهادی" آن‌ها را آغاز کنید چرا که آن زمان بسیار دیر است."

ممنوعیت آموزش 
آموزش در گروه داعش نیز سر فصلی عجیب است. این گروه همچون متحدش در آفریقا، "بوکو حرام" مخالف هر گونه آموزش "غربی" است. 

داعش به امر آموزش در مناطق تحت کنترلش به شدت نظارت می کند. فقط درس هایی باید به کودکان آموزش داده شود که مورد تائید خلافت باشد. این درس‌ها بیشتر دینی و نظامی هستند. 

این آموزش ها به دنبال "ترغیب کودکان به افراطی‌ گری و پرورش روحیه جنگ‌طلبی" در آن هاست. هر کس از قوانین آموزشی تخطی کند به سختی مجازات خواهد شد.

چندی پیش داعش پنج معلم را به اتهام آن‌که پنهانی درس می‌داده‌اند، در ملاء و در حضور کودکان شلاق زد. معلمان تنبیه شده همچنین مجبور شده‌اند خیابان را تمیز کنند.

تخریب تاریخ
داعش تمام تلاش خود را به کار بسته است تا جنایات جنگی اش را افزایش دهد. آخرین نمونه بارز آن نابود کردن آثار تاریخی در موصل و نمرود است. این گروه کلیساها را تخریب می کند و هر چه از تمدن و تاریخ نشانی داشته باشد از بین می برد. 

نیروهای داعش اوایل اسفند ماه مجسمه های موزه موصل را از بین بردند و تصاویر آن را منتشر کردند. استدلال آن ها این بود که این مجسمه های از مظاهر بت پرستی هستند. 

پیش از داعش طالبان نیز در افغانستان آثار تاریخی را نابود می کرد و بدترین آن منفجر کردن مجسمه های غول پیکر بودا بود. 

داعش در این مورد از نیز طالبان گوی سبقت را ربوده است، مجسمه های بودا کاملا تخریب نشدند اما داعش مجسمه ها را به خاک تبدیل می کند. 

آن ها هفته پیش اشیا تاریخی شهر نمرود در نزدیکی موصل را از این شهر خارج کردند پس از آن شهر و مجسمه های سه هزار ساله آن را را با ماشین الات سنگین با خاک یکسان کردند. 

شهر تاریخی نمرود که از آن به عنوان نگین تمدن آشوری یاد می‌شود در قرن ۱۳ پیش از میلاد و در حاشیه رود دجله، بنیان گذاشته شد. 

خریب عمدی آثار تاریخی "جنایت جنگی" محسوب می شود. این اقدام داعش بازتاب گسترده ای داشت از بان کی مون تا آیت الله سیستانی آن را به شدت محکوم کردند. 

البته این گروه برخی اشیاء تاریخی را نابود نمی کند بلکه آن ها را به فروش می رساند و از این طریق درآمد زایی می کند. 

خودتخریبی 
موارد ذکر شده نمود های از تفکر و عمل این گروه افراطی در حکومت داری است. این گروه با وضع قوانین عجیب و رفتارهای شگفت انگیز هر روز بیش از گذشته خود را تخریب می کند. 

"خود تخریبی"، عجیب ترین رفتار این گروه است، که با هیچ عقلانیت و سیاستی خوانش ندارد. 

داعش در بستری آماده توانست چند ماهی در عراق بتازد. با پول نفت و کمک خارجی خود را تامین کند، اما با مسدود شدن منابع مالی، مشخص شدن ابعاد عوامفریبی اش در موقعیت ضعف قرار گرفته است. 

مدینه فاضله داعش اکنون در بحران قرار دارد و نمی توان گفت این گروه با این سبک و سیاق می تواند به حکومت داری و خلافتش ادامه دهد. اما سوال اصلی این است که آیا تفکر داعش نیز به زودی از بین می رود؟ 

سید حسین نصر در این باره معتقد است: «آنها معتقدند این راهی است که آنها را به خدای تبارک و تعالی می رساند. بعد واقعی این پدیده خطرناک که در حال حاضر در کشورهای عربی و اسلامی وجود دارد بعد فرهنگی، فکری و عقیدتی است. کسانی که به دنبال حل امنیتی یا حل نظامی این مشکل هستند دچار اشتباه شده اند. این موضوع عمیقتر از آن است که با راه حل امنیتی یا نظامی برطرف شود. یا مثلا برخی از مردم می گویند این جریانها در محیطی فقیر بزرگ شده اند پس بگذارید هر کاری می خواهند بکنند. اما بررسی ها نشان داده است آنها بزرگ شده یک محیط فقیر نیستند بسیاری از آنها از اروپا آمده اند و بسیاری از آنها زندگی طبیعی و اوضاع مالی خوبی داشتند. بحث تنها از عوامل سیاسی ، اقتصادی یا اجتماعی ما را دچار اشتباه خواهد کرد. شاید این مسائل عوامل کمک کننده باشد اما دلیل اصلی و واقعی، عامل فرهنگی، فکری و عقیدتی است.»